filipina

[ایالات متحده]/ˌfɪlɪˈpiːnə/
[بریتانیا]/ˌfɪlɪˈpiːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن فیلیپینی

عبارات و ترکیب‌ها

filipina nurse

پرستار فیلیپینی

filipina maid

خدمتکار فیلیپینی

filipina teacher

معلم فیلیپینی

filipina friend

دوست فیلیپینی

filipina actress

بازیگر فیلیپینی

filipina model

مدل فیلیپینی

filipina chef

سرآشپز فیلیپینی

filipina singer

خواننده فیلیپینی

filipina student

دانشجو فیلیپینی

filipina immigrant

مهاجر فیلیپینی

جملات نمونه

she is a talented filipina singer.

او یک خواننده فیلیپینی با استعداد است.

many filipina workers contribute to the economy.

بسیاری از کارگران فیلیپینی به اقتصاد کمک می کنند.

he fell in love with a filipina during his travels.

او در طول سفر خود عاشق یک فیلیپینی شد.

filipina cuisine is known for its rich flavors.

آشپزی فیلیپینی به خاطر طعم های غنی اش شناخته شده است.

she joined a group of filipina dancers.

او به گروهی از رقصندگان فیلیپینی پیوست.

filipina culture is vibrant and diverse.

فرهنگ فیلیپینی پر جنب و جوش و متنوع است.

he admired the beauty of a filipina model.

او به زیبایی یک مدل فیلیپینی علاقه مند بود.

many filipina women are skilled in hospitality.

بسیاری از زنان فیلیپینی در زمینه میزبانی مهارت دارند.

she learned traditional filipina dances.

او رقص های سنتی فیلیپینی را یاد گرفت.

filipina artists often showcase their work internationally.

هنرمندان فیلیپینی اغلب آثار خود را به طور بین المللی به نمایش می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید