financially stable
دارای ثبات مالی
financially responsible
مسئولیت مالی
financially independent
مالی مستقل
financially secure
مالی امن
financially savvy
ماهر در امور مالی
financially literate
سواد مالی
financially distressed
با مشکل مالی مواجه
financially successful
موفق در امور مالی
financially rewarding
مالی سودآور
it is not financially justifiable.
این از نظر مالی توجیه پذیر نیست.
the commission found the plan to be financially unviable.
کمیسیون دریافت کرد که طرح از نظر مالی امکان پذیر نیست.
He was financially involved with a villain.
او از نظر مالی با یک شرور در ارتباط بود.
Emotionally,physically,and financially I was on the ropes.
از نظر احساسی، جسمی و مالی، من در حال شکست بودم.
He is financially able to establish a home.
او از نظر مالی توانایی ایجاد یک خانه را دارد.
a satisfying as well as a financially rewarding career
یک شغل رضایت بخش و همچنین یک شغل سودآور از نظر مالی
This supports athletically talented, but financially poor children.
این از کودکان ورزشکار با استعداد اما فقیر از نظر مالی حمایت می کند.
financially exhausted countries
کشورهای به لحاظ مالی فرسوده
I expect to be compensated financially.
من انتظار دارم که به صورت مالی جبران شوم.
They gradually accumulated enough capital to be financially secure after retirement.
آنها به تدریج سرمایه کافی را برای امنیت مالی پس از بازنشستگی جمع کردند.
She has been in great straits (financially) since her husband died.
او از زمان مرگ همسرش در وضعیت مالی بسیار بدی قرار گرفته است.
The job was attractive financially, but when I counted the cost in terms of separation from my family and friends, I decided not to take it.
این شغل از نظر مالی جذاب بود، اما وقتی هزینه آن را در قالب جدایی از خانواده و دوستانم محاسبه کردم، تصمیم گرفتم آن را نگیرم.
This has not been a good year for us financially, and we must be prepared to cut our coat according to our cloth.
امسال از نظر مالی برای ما سال خوبی نبوده است و باید آماده باشیم هزینه های خود را متناسب با توانایی های خود کاهش دهیم.
The Rockefeller Foundation helps the project financially, and they have the right to say ‘no’ to any part of it. He who pays the piper …
بنیاد راکفلر از نظر مالی از پروژه حمایت می کند و حق دارد از هر بخشی از آن امتناع کند. کسی که هزینه نوازنده را پرداخت می کند...
Things got so bad for her financially that she even considered turning tricks to pay the rent.
وضعیت برای او آنقدر بد شد که حتی به فکر انجام کارهای خلاف برای پرداخت اجاره افتاد.
financially stable
دارای ثبات مالی
financially responsible
مسئولیت مالی
financially independent
مالی مستقل
financially secure
مالی امن
financially savvy
ماهر در امور مالی
financially literate
سواد مالی
financially distressed
با مشکل مالی مواجه
financially successful
موفق در امور مالی
financially rewarding
مالی سودآور
it is not financially justifiable.
این از نظر مالی توجیه پذیر نیست.
the commission found the plan to be financially unviable.
کمیسیون دریافت کرد که طرح از نظر مالی امکان پذیر نیست.
He was financially involved with a villain.
او از نظر مالی با یک شرور در ارتباط بود.
Emotionally,physically,and financially I was on the ropes.
از نظر احساسی، جسمی و مالی، من در حال شکست بودم.
He is financially able to establish a home.
او از نظر مالی توانایی ایجاد یک خانه را دارد.
a satisfying as well as a financially rewarding career
یک شغل رضایت بخش و همچنین یک شغل سودآور از نظر مالی
This supports athletically talented, but financially poor children.
این از کودکان ورزشکار با استعداد اما فقیر از نظر مالی حمایت می کند.
financially exhausted countries
کشورهای به لحاظ مالی فرسوده
I expect to be compensated financially.
من انتظار دارم که به صورت مالی جبران شوم.
They gradually accumulated enough capital to be financially secure after retirement.
آنها به تدریج سرمایه کافی را برای امنیت مالی پس از بازنشستگی جمع کردند.
She has been in great straits (financially) since her husband died.
او از زمان مرگ همسرش در وضعیت مالی بسیار بدی قرار گرفته است.
The job was attractive financially, but when I counted the cost in terms of separation from my family and friends, I decided not to take it.
این شغل از نظر مالی جذاب بود، اما وقتی هزینه آن را در قالب جدایی از خانواده و دوستانم محاسبه کردم، تصمیم گرفتم آن را نگیرم.
This has not been a good year for us financially, and we must be prepared to cut our coat according to our cloth.
امسال از نظر مالی برای ما سال خوبی نبوده است و باید آماده باشیم هزینه های خود را متناسب با توانایی های خود کاهش دهیم.
The Rockefeller Foundation helps the project financially, and they have the right to say ‘no’ to any part of it. He who pays the piper …
بنیاد راکفلر از نظر مالی از پروژه حمایت می کند و حق دارد از هر بخشی از آن امتناع کند. کسی که هزینه نوازنده را پرداخت می کند...
Things got so bad for her financially that she even considered turning tricks to pay the rent.
وضعیت برای او آنقدر بد شد که حتی به فکر انجام کارهای خلاف برای پرداخت اجاره افتاد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید