fiscally

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از نظر مالی.

عبارات و ترکیب‌ها

fiscally responsible

مسئولیت مالی

fiscally sound

از نظر مالی سالم

fiscally conservative

خسودگرایی مالی

fiscally prudent

مالی عاقلانه

جملات نمونه

The government needs to make fiscally responsible decisions.

دولت باید تصمیمات مسئولانه مالی اتخاذ کند.

She manages her finances fiscally.

او امور مالی خود را به صورت مالی مدیریت می‌کند.

The company is fiscally strong despite the economic downturn.

شرکت علیرغم رکود اقتصادی از نظر مالی قوی است.

They are fiscally conservative when it comes to budgeting.

آنها در مورد بودجه‌بندی، رویکردی مالی محافظه‌کارانه دارند.

The school district is fiscally responsible for maintaining its facilities.

منطقه آموزشی مسئولیت مالی حفظ امکانات خود را بر عهده دارد.

Fiscally speaking, the project is not feasible at the moment.

از نظر مالی، پروژه در حال حاضر امکان‌پذیر نیست.

The CEO emphasized the importance of being fiscally prudent in times of uncertainty.

مدیرعامل بر اهمیت داشتن رویکردی مالی عاقلانه در زمان‌های عدم اطمینان تاکید کرد.

The organization needs to be fiscally transparent to gain public trust.

سازمان برای جلب اعتماد عمومی باید از نظر مالی شفاف باشد.

He is known for his fiscally conservative policies.

او به دلیل سیاست‌های مالی محافظه‌کارانه‌اش شناخته شده است.

The city council is working on a fiscally responsible budget for the upcoming year.

شورای شهر در حال کار بر روی یک بودجه مسئولانه مالی برای سال آینده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید