finest

[ایالات متحده]/faɪnɪst/
[بریتانیا]/faɪnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلیس (به صورت جمع)
adj. بالاترین کیفیت؛ برجسته

عبارات و ترکیب‌ها

finest quality

کیفیت برتر

finest hour

بهترین زمان

finest details

جزئیات برتر

finest moment

بهترین لحظه

finest choice

بهترین انتخاب

finest crafts

هنرهای برتر

finest ingredients

مواد برتر

finest wines

شراب‌های برتر

finest art

هنر برتر

finest service

خدمات برتر

جملات نمونه

the finest wine is always reserved for special occasions.

بهترین شراب همیشه برای مناسبت‌های خاص کنار گذاشته می‌شود.

she wore the finest dress at the gala.

او بهترین لباس را در مهمانی شام پوشیده بود.

this restaurant serves the finest cuisine in the city.

این رستوران بهترین غذاها را در شهر ارائه می‌دهد.

he is known for his finest works of art.

او به خاطر بهترین آثار هنری‌اش شناخته می‌شود.

they only use the finest ingredients in their recipes.

آنها فقط از بهترین مواد اولیه در دستور العمل‌های خود استفاده می‌کنند.

the hotel offers the finest amenities for its guests.

این هتل بهترین امکانات را برای مهمانان خود ارائه می‌دهد.

we aim to provide the finest customer service.

هدف ما ارائه بهترین خدمات مشتری است.

he is regarded as one of the finest athletes of his generation.

او به عنوان یکی از بهترین ورزشکاران نسل خود شناخته می‌شود.

the concert featured the finest musicians from around the world.

این کنسرت با حضور بهترین نوازندگان از سراسر جهان برگزار شد.

she has the finest taste in fashion.

او سلیقه بسیار خوبی در مد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید