nail

[ایالات متحده]/neɪl/
[بریتانیا]/neɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با یک میخ محکم کردن؛ نمایان کردن؛ چیزی را ایمن کردن
n. صفحه نازک و سخت در سطح بالایی انگشت و انگشت پا؛ یک پین فلزی کوچک و نوک تیز
Word Forms
شکل سوم شخص مفردnails
قسمت سوم فعلnailed
صفت یا فعل حال استمراریnailing
زمان گذشتهnailed
جمعnails

عبارات و ترکیب‌ها

hammer a nail

کوب کردن میخ

fingernail

گوشه ناخن

nail polish

لاک ناخن

loose nail

میخ شل

nail down

محکم کردن میخ

tooth and nail

با تمام وجود

nail file

گذاشتن ناخن

nail art

هنر ناخن

on the nail

روی میخ

nail varnish

لاک ناخن

finger nail

ناخن انگشت

screw nail

میخ پیچی

nail biting

جویدن ناخن

nail up

میخ زدن

nail clipper

قیچی ناخن

steel nail

میخ فولادی

جملات نمونه

She painted her nails bright red.

او ناخن‌هایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

He used a hammer to drive the nail into the wall.

او از یک چکش برای وارد کردن میخ به دیوار استفاده کرد.

The carpenter grabbed a handful of nails from the toolbox.

نجار یک مشت میخ از جعبه ابزار برداشت.

I need to buy some nails for the new bookshelf I'm building.

من باید تعدادی میخ برای قفسه کتاب جدیدی که در حال ساخت آن هستم بخرم.

She accidentally stepped on a nail and had to get a tetanus shot.

او به طور تصادفی روی یک میخ پا گذاشت و مجبور شد واکسن دیفتری بزند.

He hammered the nail with precision to ensure it was secure.

او میخ را با دقت کوبید تا مطمئن شود محکم است.

The nail broke in half when he tried to pull it out.

وقتی سعی کرد آن را بیرون بکشد، میخ از وسط شکست.

She used a nail file to shape her nails.

او از یک سنگ چشمی برای شکل دادن به ناخن هایش استفاده کرد.

The artist created a stunning sculpture out of nails.

هنرمند یک مجسمه خیره کننده از میخ ها ساخت.

He nailed the presentation and impressed the entire audience.

او ارائه را به خوبی انجام داد و تمام مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

نمونه‌های واقعی

Many woman have long nails for beauty.

بسیاری از زنان به خاطر زیبایی ناخن های بلندی دارند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

When it comes to the slowing economy, Ellen Spero isn't biting her nails just yet.

وقتی صحبت از اقتصاد رو به کاهش می رسد، الن اسپرو هنوز ناخن هایش را نمی جوید.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

It's the last nail in my coffin.

این آخرین میخ در تابوت من است.

منبع: Yes, Minister Season 1

" Nailed it" means " did a great job" .

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

Well, you may have hit the nail on the head.

خب، شاید به نکته اصلی برخوردید.

منبع: Science 60 Seconds Listening Compilation February 2014

The researchers haven't nailed down the exact reasons behind this trend.

محققان هنوز دلایل دقیق پشت این روند را مشخص نکرده اند.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American August 2021 Collection

I don't want to ruin my nails.

نمی خواهم ناخن هایم را خراب کنم.

منبع: Modern Family - Season 05

My prediction Brazil beat Colombia one nail.

پیش بینی من این است که برزیل با یک ناخن کلمبیا را شکست دهد.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

How much to pull out the nail?

برای بیرون کشیدن میخ چقدر هزینه دارد؟

منبع: Lost Girl Season 2

He pulled the nail out of the plank.

او میخ را از تخته بیرون کشید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید