firmest

[ایالات متحده]/[fɜːməst]/
[بریتانیا]/[ˈfɜːrməst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (تقویت‌شده‌ی firm) بسیار امن یا جامد؛ بسیار ناگهانی یا پایدار.
adv. (تقویت‌شده‌ی firmly) به حداکثر درجه؛ به طور قوی.

عبارات و ترکیب‌ها

firmest grip

ثبات‌ترین گرفتگی

firmest belief

ثبات‌ترین باور

firmest stance

ثبات‌ترین ایستادگی

firmest resolve

ثبات‌ترین تصمیم

firmest support

ثبات‌ترین پشتیبانی

firmest foundation

ثبات‌ترین پایه

firmly held

ثابت نگه داشته شده

firmest ally

ثبات‌ترین متحد

firmest intention

ثبات‌ترین قصد

firmest ground

ثبات‌ترین زمین

جملات نمونه

she has the firmest belief in her ability to succeed.

او با درجات قاطعیتی که دارد، باور به توانایی خود برای موفقیت دارد.

our firmest commitment is to providing excellent customer service.

پایبندی قاطع ما به ارائه خدمات مشتریان بسیار خوب است.

he gave his firmest handshake to seal the deal.

او با دست‌های قاطعیتی که داد، معامله را به پایان رساند.

the company’s firmest stance is against any form of discrimination.

موضع قاطع شرکت علیه هر گونه تبعیض است.

this is the firmest foundation for a successful business.

این پایه‌های قاطعی است که برای یک کسب و کار موفق لازم است.

she offered her firmest support to the struggling artist.

او حمایت قاطعی به هنرمندی که در دشواری بود، ارائه کرد.

the firmest evidence pointed towards his guilt.

شواهد قاطع به جرم او اشاره می‌کرد.

he maintained the firmest grip on the steering wheel.

او به طور قاطعی به چرخ‌های راننده حفظ کرد.

the firmest resolve helped her overcome adversity.

تعیین قاطع به او کمک کرد تا در برابر دشواری‌ها مقاومت کند.

it was the firmest warning they had ever received.

این قوی‌ترین هشداری بود که تاکنون دریافت کرده بودند.

the firmest ground was a welcome relief after the climb.

زمین قاطع بعد از صعود یک راه‌حل خوش‌آمد خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید