unwavering

[ایالات متحده]/ʌn'weɪv(ə)rɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn'wevərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ثابت، قاطع

عبارات و ترکیب‌ها

unwavering determination

تعیین نظر استوار

unwavering support

حمایت استوار

unwavering loyalty

وفاداری استوار

جملات نمونه

Tom fronted him with unwavering eyes.

تام با چشمان مصمم به او خیره شد.

she fixed him with an unwavering stare.

او با نگاهی مصمم به او خیره شد.

she fixed her nephew with an unwavering stare.

او با نگاهی مصمم به خواهرزاده خود خیره شد.

She showed unwavering determination in achieving her goals.

او با مصمم بودن در رسیدن به اهداف خود، مصمم بود.

His unwavering loyalty to his friends is admirable.

وفاداری مصمم او به دوستانش قابل تحسین است.

The team's unwavering commitment to excellence led to their success.

تعهد مصمم تیم به برتری منجر به موفقیت آنها شد.

Despite facing challenges, she remained unwavering in her beliefs.

با وجود مواجهه با چالش ها، او همچنان در باورهای خود مصمم ماند.

His unwavering support helped her get through tough times.

حمایت مصمم او به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.

The unwavering love between the couple was evident to everyone around them.

عشق مصمم بین زوج برای همه آشکار بود.

She faced criticism with unwavering confidence in her abilities.

او با اعتماد به نفس مصمم در برابر انتقادها ایستاد.

The unwavering dedication of the volunteers made the event a success.

تلاش مصمم داوطلبان باعث موفقیت رویداد شد.

His unwavering faith in humanity kept him going despite the challenges.

باور مصمم او به انسانیت باعث شد او با وجود چالش ها ادامه دهد.

The unwavering support of her family gave her strength during difficult times.

حمایت مصمم خانواده او به او قدرت داد تا در دوران سخت مقاومت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید