firmness

[ایالات متحده]/'fə:mnis/
[بریتانیا]/ˈfə..mnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت استواری؛ صلابت؛ قدرت.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

maintain firmness

حفظ استواری

show firmness

نشان دادن استواری

lack of firmness

نبودن استواری

جملات نمونه

Your recalcitrance obliges firmness on my part.

حکم و سرسختی شما، مرا مجبور به قاطعیت می‌کند.

My tiny stream ,my tininess ,my firmness, my pride, my lowliness, my everything, all belong to you.

جوی کوچک من، کوچکی من، قاطعیت من، غرور من، پست‌منزله من، همه وجود من، همه متعلق به شماست.

schlong - "You have a nice schlong, Stingo, "she said, grasping me delicately but with a subtle knowing firmness .

اسخلنگ - "تو آلت تناسلی خوبی داری، استینگو،" او گفت، در حالی که من را به آرامی اما با اطمینان ظریفی در دست می‌گرفت.

In addition, the paper for beating degree, firmness and filling, sizing, and so on, with the crimpness, self-crimping to marketizing of paper also focuses on the papermakig process.

علاوه بر این، کاغذ برای درجه، استحکام و پر کردن، اندازه گیری و غیره، با خمیدگی، خود خم کننده برای بازاریابی کاغذ نیز بر فرآیند تولید کاغذ تمرکز دارد.

Improve skin quality --- Effectively fade dull tone caused by innutrition, improve moisturizing effect and skin firmness, fade dry and fine liens and make skin smooth and firm.

بهبود کیفیت پوست --- به طور موثر رنگ کدر ناشی از سوءتغذیه را از بین ببرید، اثر مرطوب کنندگی و استحکام پوست را بهبود بخشید، خشکی و خطوط ریز را از بین ببرید و پوست را صاف و سفت کنید.

She spoke with firmness in her voice.

او با قاطعیت در صدایش صحبت کرد.

He showed firmness in his decision-making.

او در تصمیم‌گیری خود قاطعیت نشان داد.

The teacher handled the disruptive student with firmness.

معلم با قاطعیت با دانش‌آموز خرابکار برخورد کرد.

The firmness of his beliefs never wavered.

قاطعیت باورهای او هرگز کمرنگ نشد.

She demonstrated firmness in negotiating the contract terms.

او در مذاکره در مورد شرایط قرارداد قاطعیت نشان داد.

The leader's firmness inspired confidence in the team.

قاطعیت رهبر اعتماد به نفس را در تیم ایجاد کرد.

It is important to maintain firmness in your boundaries.

حفظ قاطعیت در مرزهای شما مهم است.

The firmness of the mattress provides excellent support.

قاطعیت تشک پشتیبانی عالی را فراهم می‌کند.

His handshake conveyed a sense of firmness and strength.

دست دادن او حسی از قاطعیت و قدرت را منتقل کرد.

The firmness of the ground beneath their feet reassured them.

قاطعیت زمین زیر پایشان آن‌ها را آرام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید