fivesome

[ایالات متحده]/ˈfaɪv.səm/
[بریتانیا]/ˈfaɪv.səm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از پنج نفر یا چیز; بازی شامل پنج شرکت کننده
Word Forms
جمعfivesomes

عبارات و ترکیب‌ها

fivesome fun

سرگرمی پنج نفره

fivesome game

بازی پنج نفره

fivesome group

گروه پنج نفره

fivesome challenge

چالش پنج نفره

fivesome team

تیم پنج نفره

fivesome activity

فعالیت پنج نفره

fivesome outing

گرد پنج نفره

fivesome adventure

ماجراجویی پنج نفره

fivesome party

جشن پنج نفره

fivesome trip

سفر پنج نفره

جملات نمونه

we formed a fivesome for the trivia night.

ما یک گروه پنج‌نفره برای شب مسابقه اطلاعات تشکیل دادیم.

the fivesome decided to go hiking together.

گروه پنج‌نفره تصمیم گرفتند با هم به پیاده‌روی بروند.

in our fivesome, everyone has a unique talent.

در گروه پنج‌نفره ما، هر کسی استعداد منحصر به فردی دارد.

the fivesome played a great game of soccer.

گروه پنج‌نفره یک بازی فوتبال عالی انجام دادند.

we are planning a trip as a fivesome next month.

ما در ماه آینده قصد داریم به عنوان یک گروه پنج‌نفره سفر کنیم.

the fivesome enjoyed a picnic at the park.

گروه پنج‌نفره از پیک‌نیک در پارک لذت بردند.

as a fivesome, we tackled the escape room challenge.

به عنوان یک گروه پنج‌نفره، ما چالش اتاق فرار را انجام دادیم.

the fivesome shared their favorite books with each other.

گروه پنج‌نفره کتاب‌های مورد علاقه خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

our fivesome is known for its cooking skills.

گروه پنج‌نفره ما به خاطر مهارت آشپزی‌اش شناخته شده است.

the fivesome celebrated their friendship with a dinner.

گروه پنج‌نفره دوستی خود را با یک شام جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید