flan

[ایالات متحده]/flæn/
[بریتانیا]/flæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی دسر با پر کردن شیرین، که معمولاً با تخم‌مرغ و شیر تهیه می‌شود
vt. حمله کردن با فلان، نوعی دسر با پر کردن شیرین تهیه شده از تخم‌مرغ و شیر.
Word Forms
جمعflans

جملات نمونه

I love to indulge in a creamy flan for dessert.

من عاشق لذت بردن از یک فلن خامه‌ای به عنوان دسر هستم.

The flan was perfectly caramelized on top.

فلن به طور کامل در بالا کاراملی شده بود.

She baked a delicious flan for the family gathering.

او یک فلن خوشمزه برای دورهمی خانوادگی پخت.

The flan recipe calls for eggs, milk, and sugar.

دستورالعمل فلن شامل تخم مرغ، شیر و شکر است.

I prefer my flan to be served cold.

من ترجیح می‌دهم فلن من سرو شود در حالی که سرد است.

The dessert menu featured a variety of flan options.

منوی دسر شامل انواع گزینه‌های فلن بود.

The bakery specializes in making traditional Spanish flan.

آن شیرینی‌سرای در تهیه فلن اسپانیایی سنتی تخصص دارد.

I could smell the sweet aroma of flan baking in the oven.

من می‌توانستم عطر شیرین فلن را در حال پختن در فر حس کنم.

His grandmother's flan recipe is a family secret.

دستورالعمل فلن مادربزرگش یک راز خانوادگی است.

A dollop of whipped cream complements the flan perfectly.

یک قاشق خامه زده به طور کامل با فلن مطابقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید