caramel

[ایالات متحده]/'kærəm(ə)l/
[بریتانیا]/'kærəmɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای رنگ‌آمیزی یا طعم‌دهی به غذا استفاده می‌شود، که از شکر گرم شده تهیه می‌شود تا به یک مایع قهوه‌ای تیره تبدیل شود.
Word Forms
جمعcaramels

عبارات و ترکیب‌ها

caramel flavor

طعم کارامل

caramel sauce

سس کارامل

caramel candy

آب‌نبات کارامل

caramel popcorn

پاپ‌کورن کارامل

جملات نمونه

cooking the sugar to caramel gives tack to the texture.

پختن شکر تا کارامل بافت را جذاب می‌کند.

Palate: Woven flavors of boysenberry, currant fruit and dark chocolate, with caramel lingering on the silky finish.

طعم: ترکیبی از طعم‌های میوه بویزن بری، زردآلو و شکلات تلخ، با کارامل که بر روی بافت ابریشمی باقی می‌ماند.

The ingredient of Pepsi Coca included carbonic water,white sugar,caramel colour ,phosphoric acid,caffein and food flavor.

مواد تشکیل دهندهٔ پپسی کولا شامل آب کربناته، شکر سفید، رنگ کارامل، اسید فسفریک، کافئین و طعم دهنده غذایی است.

Fancy caramel apples begin with premium Granny Smith apples at their peak of flavor.We fully enrobe each crunchy-crisp tart apple with a thick coat of warm, buttery caramel.

سیب‌های کاراملی مجلل با سیب‌های گرنی اسمیت باکیفیت در اوج طعم خود شروع می‌شوند. ما هر سیب ترش و ترد را به طور کامل با یک لایه ضخیم کارامل گرم و خامه‌ای می‌پوشانیم.

WINNING SMILE: Active grandmother with original teeth seeking a dedicated flosser to share rare steaks, corn on the cob and caramel candy.

لبخند پیروز: مادربزرگ فعال با دندان‌های اصلی به دنبال یک مسواک کننده اختصاصی برای به اشتراک گذاشتن گوشت استیک کمیاب، ذرت بوته‌ای و آبنبات کارامل است.

We hadn't reached West Egg village before Gatsby began leaving his elegant sentences unfinished and slapping himself indecisively on the knee of his caramel-colored suit.

ما قبل از رسیدن به دهکده وست اِگ، به گتسبی نرسیدیم که شروع به رها کردن جملات مجلل خود بدون پایان و ضربه زدن به زانویش به طور نامطمئن با کت و شلوار رنگ کارامل خود کرد.

When the meal goes into overtime, try a slice of old-fashioned apple pie topped with streusel and caramel sauce Served warm with vanilla ice cream.

وقتی غذا به وقت اضافه می‌رود، یک برش پای سیب قدیمی به سبک را امتحان کنید که با مخلوطی از خرده‌های ترد و سس کارامل پوشانده شده و با بستنی وانیلی گرم سرو می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Don't be tempted to touch the caramel; it's very, very hot.

لمس شیرینی را وسوسه نکنید؛ بسیار داغ است.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

It's got to be salted caramel.

باید کارامل نمکی باشد.

منبع: BBC Authentic English

As opposed to take a caramel, pull it back with butter.

بر خلاف برداشتن کارامل، آن را با کره پس بزنید.

منبع: Gourmet Base

His voice is warm and husky like dark melted chocolate fudge caramel… or something.

صدای او گرم و خشن مانند کارامل شکلات تلخ آب شده است... یا شاید.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

That's one tall, nonfat latte with caramel drizzle.

این یک لاته بلند، بدون چربی با تزریق کارامل است.

منبع: Trendy technology major events!

For example, " Small cappuccino with caramel syrup" or, " Medium mocha without cream."

به عنوان مثال، "ماگنو کوچک با شربت کارامل" یا "ماکای متوسط ​​بدون خامه".

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

What do you want - strawberry, chocolate, caramel?

چه می‌خواهید - توت فرنگی، شکلات، کارامل؟

منبع: BBC Authentic English

The largely neutral palette sometimes turned adventurous with pops of cobalt, caramel and moss green.

پالت رنگی عمدتاً خنثی گاهی با رنگ‌های آبی کبود، کارامل و سبز خزنده ماجراجویانه می‌شد.

منبع: Financial Times Reading Selection

Caramel probably already knows how to do it.

احتمالاً کارامل از قبل می‌داند چگونه انجامش دهد.

منبع: Little Bear Charlie

So you're juggling popcorn, chocolate and caramel?

پس شما در حال دست و پنجه نرم کردن با پاپ کورن، شکلات و کارامل هستید؟

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید