flaxen

[ایالات متحده]/'flæks(ə)n/
[بریتانیا]/ˈflæksən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ زرد کمرنگ؛ مربوط به کتان؛ رنگ کتان.

عبارات و ترکیب‌ها

flaxen hair

موهای بلوند طلایی

flaxen blonde

بلوند طلایی

flaxen curls

غلت‌های بلوند طلایی

جملات نمونه

her long flaxen hair.

موهای بلند و طلایی رنگش

her flaxen hair dulled to mouse.

موهای طلایی رنگش که به رنگ موش تغییر کرده بود.

No sooner had I crossed their threshold than my eyes were riveted to a young blueeyed beauty with waves of flaxen hair cascading down her white and blue ski jacket.

تا زمانی که از آستانه عبور کردم، چشمانم به دختری جوان با چشمانی آبی و موهای طلایی که از ژاکت اسکی سفید و آبی او سرازیر بود، خیره شد.

Her flaxen hair shone in the sunlight.

موهای طلایی رنگش در نور خورشید می‌درخشید.

She braided her flaxen hair into a beautiful style.

او موهای طلایی رنگش را به یک مدل زیبا بافت.

The little girl's flaxen curls bounced as she ran.

چکاوک‌های طلایی رنگ دختر کوچولو هنگام دویدن می‌پریدند.

He admired her flaxen locks and complimented her on them.

او به قفل‌های طلایی رنگش نگاه کرد و از آن‌ها تعریف کرد.

The flaxen fields stretched for miles under the clear blue sky.

زمین‌های طلایی رنگ برای مایل‌ها در زیر آسمان آبی روشن امتداد داشتند.

The artist painted a portrait of a woman with flaxen hair.

هنرمند پرتره‌ای از زنی با موهای طلایی رنگ کشید.

The flaxen fabric was soft to the touch and had a delicate sheen.

پارچه طلایی رنگ لطیف بود و درخششی ظریف داشت.

She wore a flaxen dress that complemented her fair skin.

او لباسی طلایی رنگ پوشیده بود که با پوست روشن او هماهنگ بود.

The flaxen threads were woven into a beautiful tapestry.

الیاف طلایی رنگ در یک گلیم زیبا بافته شده بودند.

In some cultures, flaxen hair is considered a sign of beauty and purity.

در برخی فرهنگ‌ها، موهای طلایی رنگ به عنوان نشانه زیبایی و پاکی در نظر گرفته می‌شود.

نمونه‌های واقعی

She was a little girl with blue eyes and a flaxen pigtail.

او دختری کوچک با چشمانی آبی و یک بافت موی طلایی بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Round cheeks and gray eyes and flaxen hair.

گونه‌های गोल، چشمان خاکستری و موهای طلایی.

منبع: The heart is a lonely hunter.

A highly coloured young woman with flaxen hair and impudent eyes sat on the left.

یک زن جوان با رنگ پوست روشن، موهای طلایی و چشمان نافذ در سمت چپ نشسته بود.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

One day, his mother found some fleas in his flaxen hair while he was fleecing.

یک روز، مادرش در حالی که او داشت پشم‌ریزی می‌کرد، کک‌هایی در موهای طلایی او پیدا کرد.

منبع: Pan Pan

" Dear old chap, " said he, patting the flaxen head with a very tender hand.

"دوست قدیمی من،" او گفت، در حالی که با دستانی محبت‌آمیز سر طلایی را نوازش می‌کرد.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Volume 1)

His great frame had fallen in, his flaxen hair was scanty, and his shoulders were bowed.

بدنش بزرگ و افتاده بود، موهای طلایی‌اش کم پشت شده و شانه‌هایش خمیده بودند.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Volume 1)

The former had flushed up to the roots of his flaxen hair, while the other's beady eyes glistened with curiosity and resentment.

پوست او تا ریشه‌های موهای طلایی‌اش سرخ شده بود، در حالی که چشمان ریز و درشت دیگری کنجکاوی و نفرت را نشان می‌دادند.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

Sometimes her father would stroke her hair and call her " the girl with the flaxen hair" , after a piece of music by Claude Debussy.

گاهی اوقات پدرش موهای او را نوازش می‌کرد و او را "دختر با موهای طلایی" صدا می‌کرد، بعد از یک قطعه موسیقی از کلود دبوسی.

منبع: Sophie's World (Original Version)

A lady in black was sitting in the sun, and the boy with the flaxen hair whom he had seen yesterday was at her feet.

یک خانم با لباس سیاه در آفتاب نشسته بود و پسری با موهای طلایی که او روز قبل دیده بود، در پاهایش نشسته بود.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

After that, he sat feeling his right-side flaxen curls and whisker, and following Mrs. Joe about with his blue eyes, as his manner always was at squally times.

بعد از آن، او نشست و احساس کرد که چCurlهای طلایی و سبیلش را در سمت راست دارد و با چشمان آبی‌اش، مانند همیشه در زمان‌های طوفانی، دنبال خانم جو می‌رود.

منبع: Great Expectations (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید