fleshed

[ایالات متحده]/flɛʃt/
[بریتانیا]/flɛʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته فعل flesh
n. بافت نرم بدن؛ قسمت خوراکی میوه؛ پوست یا پوشش خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

fleshed out

پر بار

fleshed version

نسخه پربار

fleshed details

جزئیات پربار

fleshed ideas

ایده های پربار

fleshed content

محتوای پربار

fleshed plan

برنامه پربار

fleshed out concept

مفهوم پربار

fleshed character

شخصیت پربار

fleshed narrative

روایت پربار

fleshed proposal

پیشنهاد پربار

جملات نمونه

she fleshed out her ideas during the meeting.

او ایده‌های خود را در طول جلسه توسعه داد.

the author fleshed out the characters in her novel.

نویسنده شخصیت‌ها را در رمان خود توسعه داد.

he fleshed out the proposal with more details.

او پیشنهاد را با جزئیات بیشتر توسعه داد.

they fleshed out the project plan before submission.

آنها طرح پروژه را قبل از ارسال توسعه دادند.

we need to flesh out the concept further.

ما باید مفهوم را بیشتر توسعه دهیم.

the team fleshed out the design to meet client needs.

تیم طراحی را برای برآوردن نیازهای مشتری توسعه داد.

he fleshed out his resume with relevant experience.

او رزومه خود را با تجربه مرتبط توسعه داد.

she fleshed out the outline into a full script.

او طرح کلی را به یک فیلمنامه کامل تبدیل کرد.

they fleshed out the discussion with real-life examples.

آنها بحث را با مثال‌های واقعی توسعه دادند.

the team fleshed out their strategy for the competition.

تیم استراتژی خود را برای رقابت توسعه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید