flings

[ایالات متحده]/flɪŋz/
[بریتانیا]/flɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با نیرو پرتاب می‌کند؛ ناگهان یا به شدت حرکت می‌کند؛ با کسی به طرز خشن صحبت می‌کند؛ با کسی به شکل تهاجمی صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

love flings

عشق پرتاب می‌کند

summer flings

تابستان پرتاب می‌کند

casual flings

پرتاب‌های اتفاقی

wild flings

پرتاب‌های وحشی

short flings

پرتاب‌های کوتاه

flings affair

ماجرای پرتاب

flings and things

پرتاب‌ها و چیزها

flings gone

پرتاب‌ها رفته‌اند

flings happen

پرتاب‌ها اتفاق می‌افتند

flings end

پرتاب‌ها تمام می‌شوند

جملات نمونه

she flings her arms wide to embrace the world.

او دستان خود را به طور گسترده باز می‌کند تا جهان را در آغوش بگیرد.

he flings his backpack onto the floor.

او کوله‌پشتی خود را روی زمین می‌اندازد.

the child flings the ball across the yard.

کودک توپ را از حیاط عبور می‌دهد.

she flings herself onto the couch after a long day.

او بعد از یک روز طولانی خود را روی مبل می‌اندازد.

he flings open the window to let in fresh air.

او پنجره را باز می‌کند تا هوای تازه وارد شود.

they flings insults at each other during the argument.

آنها در طول بحث به یکدیگر توهین می‌کنند.

she flings a glance at her watch, realizing she's late.

او نگاهی به ساعت خود می‌اندازد و متوجه می‌شود که دیر کرده است.

the dog flings itself into the water to fetch the stick.

سگ خود را به داخل آب می‌اندازد تا چوب را بیاورد.

he flings his head back in laughter.

او سر خود را از خنده به عقب می‌اندازد.

she flings her hair over her shoulder.

او موهایش را از روی شانه‌اش می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید