propels

[ایالات متحده]/prəˈpɛlz/
[بریتانیا]/prəˈpɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به جلو راندن یا هل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

energy propels

انرژی پیش می‌برد

innovation propels

نوآوری پیش می‌برد

technology propels

فناوری پیش می‌برد

creativity propels

خلاقیت پیش می‌برد

passion propels

اشتیاق پیش می‌برد

growth propels

رشد پیش می‌برد

motivation propels

انگیزه پیش می‌برد

change propels

تغییر پیش می‌برد

success propels

موفقیت پیش می‌برد

ambition propels

جاه‌طلبی پیش می‌برد

جملات نمونه

the engine propels the car forward.

موتور خودرو را به جلو می‌راند.

her passion for art propels her to create every day.

اشتیاق او به هنر او را هر روز به خلق کردن سوق می‌دهد.

innovation propels the company to new heights.

نوآوری شرکت را به اوج جدیدی سوق می‌دهد.

the wind propels the sailboat across the water.

باد قایق بادبانی را در آب به جلو می‌راند.

his determination propels him to succeed.

عزیمت او او را به موفقیت سوق می‌دهد.

the rocket propels itself into space.

راکت خود را به فضا می‌راند.

teamwork propels the project towards completion.

همکاری تیمی پروژه را به سمت تکمیل شدن سوق می‌دهد.

her enthusiasm propels the team to work harder.

شور و شوق او تیم را به سخت‌تر کار کردن سوق می‌دهد.

education propels individuals towards a better future.

تحصیلات افراد را به سمت آینده‌ای بهتر سوق می‌دهد.

the desire for knowledge propels scientific discovery.

تمایل به دانش کشف علمی را پیش می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید