floors

[ایالات متحده]/flɔːz/
[بریتانیا]/flɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح پایین یک اتاق؛ سطح یک ساختمان؛ تعداد سطوح در یک ساختمان

عبارات و ترکیب‌ها

top floors

طبقات بالا

ground floors

طبقات همکف

multiple floors

چند طبقه

lower floors

طبقات پایین

upper floors

طبقات بالا

office floors

طبقات اداری

residential floors

طبقات مسکونی

open floors

طبقات باز

finished floors

طبقات تکمیل شده

empty floors

طبقات خالی

جملات نمونه

the building has ten floors.

ساختمان ده طبقه دارد.

she lives on the top floor.

او در طبقه بالای ساختمان زندگی می‌کند.

they are renovating the lower floors.

طبقات پایین در حال بازسازی هستند.

the elevator only goes up to the fifth floor.

آسانسور فقط تا طبقه پنجم می‌رود.

please take the stairs to the second floor.

لطفاً برای رفتن به طبقه دوم از پله‌ها استفاده کنید.

there are shops on the ground floor.

در طبقه همکف مغازه‌ها وجود دارند.

we need to clean the office floors.

ما باید طبقات دفتر را تمیز کنیم.

he fell down the stairs and landed on the first floor.

او از پله‌ها افتاد و روی طبقه اول فرود آمد.

they plan to add two more floors to the building.

آنها قصد دارند دو طبقه دیگر به ساختمان اضافه کنند.

the hotel has a rooftop bar on the top floor.

هتل یک بار روی پشت بام در طبقه بالا دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید