house

[ایالات متحده]/haʊs/
[بریتانیا]/haʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامت، محل سکونت؛ تأسیسات تجاری، شرکت
vt. ارائه مسکن
Word Forms
زمان گذشتهhoused
قسمت سوم فعلhoused
صفت یا فعل حال استمراریhousing
جمعhouses
شکل سوم شخص مفردhouses

عبارات و ترکیب‌ها

household

خانگی

housewarming party

جشن افتتاح خانه

white house

کاخ سفید

in the house

در خانه

publishing house

انتشارات

on the house

به حساب خانه

big house

خانه بزرگ

in house

در خانه

opera house

خانه اپرا

house property

ملک خانه

around the house

اطراف خانه

house of god

خانه خدا

guest house

خانه مهمان

house of commons

خانه عوام

green house

گلخانه

house to house

از خانه تا خانه

clean house

خانه تمیز

house and home

خانه و کاشانه

auction house

خانه حراج

dwelling house

خانه مسکونی

little house

خانه کوچک

جملات نمونه

a house with a history.

یک خانه با تاریخی

the House of Orange.

خانواده اورانژ

a house of prayer.

خانه‌ای برای عبادت

the house on the corner.

خانه‌ای در گوشه خیابان

The house is ablaze.

خانه در حال سوختن است.

The house is burning.

خانه در حال سوختن است.

This house is condemned.

این خانه به حالت خطرناک درآمده است.

the House of Windsor

خانه‌ی ویندزور

That house is for sale.

آن خانه برای فروش است.

The house is in decay.

خانه در حال زوال است.

The house is medieval.

خانه متعلق به دوران قرون وسطی است.

This is a house of prayer.

این یک خانه برای عبادت است.

a house in disrepair.

خانه‌ای که نیاز به تعمیر دارد.

a carriage house; the lion house at the zoo.

خانه درشکه؛ خانه شیر در باغ وحش.

نمونه‌های واقعی

The explosion leveled the house and heavily damaged four adjacent homes.

انفجار باعث تخریب منزل شد و به شدت به چهار خانه مجاور آسیب رساند.

منبع: AP Listening July 2016 Collection

There are no houses for sale in this vicinity.

در این منطقه خانه‌ای برای فروش وجود ندارد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

For example, my grandparents' house is cosy.

به عنوان مثال، خانه پدربزرگ و مادربزرگم دنج است.

منبع: Learn grammar with Lucy.

You shut up, this is my house!

خفه شو، این خانه مال منه!

منبع: Humor University

Injured people were seen leaving the house.

مردان مجروح دیده شدند که خانه را ترک می‌کنند.

منبع: BBC Listening Collection August 2019

Then finally we can see the house.

سپس سرانجام ما می‌توانیم خانه را ببینیم.

منبع: People's Education Press PEP Elementary School English Grade 6 Upper Volume

You enter the house by a bridge.

شما از طریق یک پل وارد خانه می‌شوید.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

So when did you buy the house?

پس چه زمانی خانه را خریدید؟

منبع: Deadly Women

You said you had a safe house.

شما گفتید یک خانه امن دارید.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

90% of elected politicians in Japan's lower house are men.

90 درصد از سیاستمداران منتخب در مجلس نمایندگان ژاپن مرد هستند.

منبع: BBC Listening May 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید