fluoroscopies

[ایالات متحده]/[ˈfluːrɒskəpiːz]/
[بریتانیا]/[ˈflʊɔːrəˌskɒ́piz]/

ترجمه

n. استفاده از اشعه ایکس برای مشاهده ساختار داخلی یک شی یا قسمت بدن؛ یک ضبط از ساختار داخلی یک شی یا قسمت بدن که با اشعه ایکس تولید شده است؛ فرآیند استفاده از فلوروسکوپی

عبارات و ترکیب‌ها

scheduled fluoroscopies

فلوروسکوپی‌های زمان‌بندی شده

performing fluoroscopies

انجام فلوروسکوپی

review fluoroscopies

بازبینی فلوروسکوپی‌ها

repeat fluoroscopies

تکرار فلوروسکوپی‌ها

view fluoroscopies

مشاهده فلوروسکوپی‌ها

after fluoroscopies

پس از فلوروسکوپی

routine fluoroscopies

فلوروسکوپی‌های روتین

portable fluoroscopies

فلوروسکوپی‌های قابل حمل

digital fluoroscopies

فلوروسکوپی‌های دیجیتال

ordered fluoroscopies

فلوروسکوپی‌های تجویز شده

جملات نمونه

the doctor ordered fluoroscopies to examine the patient's digestive system.

پزشک دستور انجام فلوروسکوپی برای بررسی سیستم گوارشی بیمار را صادر کرد.

regular fluoroscopies are crucial for monitoring barium swallow procedures.

انجام منظم فلوروسکوپی برای نظارت بر روی روش‌های بلع باریوم بسیار مهم است.

we used fluoroscopies to guide the placement of the central line.

ما از فلوروسکوپی برای هدایت قرار دادن خط مرکزی استفاده کردیم.

the radiology department performed numerous fluoroscopies throughout the day.

بخش رادیولوژی در طول روز فلوروسکوپی‌های متعددی انجام داد.

fluoroscopies revealed a narrowing in the patient's esophagus.

فلوروسکوپی‌ها باریک شدن در مری بیمار را نشان دادند.

the technician prepared the fluoroscopy unit for the upcoming procedure.

تکنسین واحد فلوروسکوپی را برای روش پیش رو آماده کرد.

minimizing exposure during fluoroscopies is a priority for patient safety.

حداقل رساندن قرار گرفتن در معرض اشعه در طول فلوروسکوپی برای ایمنی بیمار یک اولویت است.

dynamic fluoroscopies helped visualize the movement of the contrast agent.

فلوروسکوپی‌های پویا به تجسم حرکت عامل کنتراست کمک کرد.

the study involved multiple fluoroscopies and detailed image analysis.

این مطالعه شامل فلوروسکوپی‌های متعدد و تجزیه و تحلیل دقیق تصویر بود.

we compared the results of fluoroscopies with the patient's symptoms.

ما نتایج فلوروسکوپی‌ها را با علائم بیمار مقایسه کردیم.

the surgeon used fluoroscopies to confirm correct stent placement.

جراح از فلوروسکوپی برای تایید قرار دادن صحیح استنت استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید