foggier

[ایالات متحده]/ˈfɒɡɪə/
[بریتانیا]/ˈfɔːɡiər/

ترجمه

adj. بیشتر مه آلود؛ مبهم؛ نامشخص؛ گیج

عبارات و ترکیب‌ها

foggier day

روز ابری‌تر

foggier weather

آب و هوای ابری‌تر

foggier conditions

شرایط ابری‌تر

foggier view

منظره ابری‌تر

foggier night

شب ابری‌تر

foggier landscape

مناظر ابری‌تر

foggier skies

آسمان‌های ابری‌تر

foggier picture

تصویر ابری‌تر

foggier memory

حافظه ابری‌تر

foggier thoughts

افکار ابری‌تر

جملات نمونه

the weather is getting foggier as the evening approaches.

هوا با نزدیک شدن شب، بیش از پیش مه آلود می شود.

it was foggier than usual this morning, making driving difficult.

امروز صبح هوا بیش از حد معمول مه آلود بود و رانندگی را دشوار می کرد.

the landscape looked foggier in the early hours of the day.

در ساعات اولیه روز، منظره مه آلود تر به نظر می رسید.

as the day progressed, the air became foggier and cooler.

با پیشرفت روز، هوا مه آلودتر و خنک تر شد.

the mountains appeared foggier, creating a mysterious atmosphere.

کوه ها مه آلود به نظر می رسیدند و فضایی مرموز ایجاد می کردند.

her memories of that day are becoming foggier with time.

با گذشت زمان، خاطرات او از آن روز مه آلود تر می شوند.

as night fell, the city streets grew foggier and quieter.

با پایین آمدن شب، خیابان های شهر مه آلودتر و آرام تر شدند.

the foggier it gets, the more cautious we need to be.

هرچه هوا مه آلودتر می شود، باید بیشتر مراقب باشیم.

during the winter, the mornings are often foggier than in summer.

در طول زمستان، صبح ها اغلب مه آلودتر از تابستان هستند.

the situation became foggier as new information emerged.

با آشکار شدن اطلاعات جدید، وضعیت مبهم تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید