hazy weather
آب و هوای مبهم
hazy memory
حافظه مبهم
hazy outline
طرح مبهم
hazy vision
بینایی مبهم
hazy atmosphere
فضای مبهم
a close, hazy day.
یک روز نزدیک و مه آلود.
a hazy understanding
درک مبهم
I'm a bit hazy on the new budget.
من کمی در مورد بودجه جدید گیج هستم.
The mountains were hazy in the distance.
کوه ها در دوردست ها مبهم بودند.
I'm still hazy about it.
من هنوز در مورد آن گیج هستم.
hazy, fluffy thinking that only confused the matter.
فکر کردن مبهم و پف دار که فقط موضوع را گیج می کرد.
a painting suffused with a hazy, atmospheric glow.
تابلویی که با حالهای مه آلود و درخشان جو محو شده است.
I am rather hazy as to what your purpose.
من در مورد هدف شما کمی مبهم هستم.
Since it was hazy, we couldn't see the mountains.
از آنجایی که هوا مه آلود بود، ما نمی توانستیم کوه ها را ببینیم.
Generally, it will be rather hazy today, with some hill fog.
به طور کلی، امروز هوا نسبتاً مه آلود خواهد بود، با کمی مه کوهستانی.
In the fourth movement, Nachtmusik: Andante amoroso, the deep feeling produces a warm and hazy atmosphere.
در حرکت چهارم، نوکتموزیک: آнданته آموروزو، احساس عمیق فضایی گرم و مه آلود ایجاد میکند.
Some common troubles such as poor throwing power,burnt deposit on rim,dull gray coating,piebaldism,blue film,hazy deposit,spongy surface and roughness in decorative chromium plating were summarized.
برخی از مشکلات رایج مانند قدرت پرتاب ضعیف، رسوب سوخته روی لبه، پوشش خاکستری کدر، پیسوالدیزم، فیلم آبی، رسوب مبهم، سطح اسفنجی و زبری در آبکاری کروم تزئینی خلاصه شد.
hazy weather
آب و هوای مبهم
hazy memory
حافظه مبهم
hazy outline
طرح مبهم
hazy vision
بینایی مبهم
hazy atmosphere
فضای مبهم
a close, hazy day.
یک روز نزدیک و مه آلود.
a hazy understanding
درک مبهم
I'm a bit hazy on the new budget.
من کمی در مورد بودجه جدید گیج هستم.
The mountains were hazy in the distance.
کوه ها در دوردست ها مبهم بودند.
I'm still hazy about it.
من هنوز در مورد آن گیج هستم.
hazy, fluffy thinking that only confused the matter.
فکر کردن مبهم و پف دار که فقط موضوع را گیج می کرد.
a painting suffused with a hazy, atmospheric glow.
تابلویی که با حالهای مه آلود و درخشان جو محو شده است.
I am rather hazy as to what your purpose.
من در مورد هدف شما کمی مبهم هستم.
Since it was hazy, we couldn't see the mountains.
از آنجایی که هوا مه آلود بود، ما نمی توانستیم کوه ها را ببینیم.
Generally, it will be rather hazy today, with some hill fog.
به طور کلی، امروز هوا نسبتاً مه آلود خواهد بود، با کمی مه کوهستانی.
In the fourth movement, Nachtmusik: Andante amoroso, the deep feeling produces a warm and hazy atmosphere.
در حرکت چهارم، نوکتموزیک: آнданته آموروزو، احساس عمیق فضایی گرم و مه آلود ایجاد میکند.
Some common troubles such as poor throwing power,burnt deposit on rim,dull gray coating,piebaldism,blue film,hazy deposit,spongy surface and roughness in decorative chromium plating were summarized.
برخی از مشکلات رایج مانند قدرت پرتاب ضعیف، رسوب سوخته روی لبه، پوشش خاکستری کدر، پیسوالدیزم، فیلم آبی، رسوب مبهم، سطح اسفنجی و زبری در آبکاری کروم تزئینی خلاصه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید