folkloric

[ایالات متحده]/fəʊkˈlɔːrɪk/
[بریتانیا]/foʊkˈlɔrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فولکلور; شبیه فولکلور

عبارات و ترکیب‌ها

folkloric dance

رقص فولکلوریک

folkloric music

موسیقی فولکلوریک

folkloric traditions

آد و رسوم فولکلوریک

folkloric tales

داستان‌های فولکلوریک

folkloric art

هنر فولکلوریک

folkloric costumes

لباس‌های فولکلوریک

folkloric heritage

میراث فولکلوریک

folkloric festivals

جشنواره‌های فولکلوریک

folkloric narratives

روایت‌های فولکلوریک

folkloric symbols

نمادهای فولکلوریک

جملات نمونه

her folkloric tales captivated the audience.

داستان‌های فولکلوریک او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the folkloric traditions of the region are rich and diverse.

رسوم فولکلوریک منطقه غنی و متنوع است.

he studied folkloric music to understand cultural heritage.

او برای درک میراث فرهنگی، به مطالعه موسیقی فولکلوریک پرداخت.

folkloric dances are often performed during festivals.

رقص‌های فولکلوریک اغلب در طول جشنواره‌ها اجرا می‌شوند.

the folkloric art displayed in the gallery is stunning.

هنر فولکلوریک به نمایش گذاشته شده در گالری خیره‌کننده است.

she wore a folkloric dress that represented her heritage.

او یک لباس فولکلوریک پوشید که نشان دهنده میراث او بود.

folkloric legends often reflect the values of a community.

افسانه‌های فولکلوریک اغلب ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کنند.

he enjoys reading folkloric stories from different cultures.

او از خواندن داستان‌های فولکلوریک از فرهنگ‌های مختلف لذت می‌برد.

the folkloric festival attracts visitors from all over.

جشنواره فولکلوریک بازدیدکنندگان را از سرتاسر جذب می‌کند.

folkloric motifs can be seen in many artworks.

می‌توان نقوش فولکلوریک را در بسیاری از آثار هنری دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید