follicles

[ایالات متحده]/ˈfɒlɪkəlz/
[بریتانیا]/ˈfɑːlɪkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیسه‌های کوچک در بدن که حاوی مو یا ساختارهای دیگر هستند

عبارات و ترکیب‌ها

hair follicles

کیهان مو

ovarian follicles

کیست‌های تخمده‌ای

follicles growth

رشد فولیکول‌ها

follicles development

توسعه فولیکول‌ها

sebaceous follicles

فولیکول‌های سباسئوس

follicles size

اندازه فولیکول‌ها

follicles count

تعداد فولیکول‌ها

follicles stimulation

تحریک فولیکول‌ها

follicles extraction

استخراج فولیکول‌ها

follicles analysis

تجزیه و تحلیل فولیکول‌ها

جملات نمونه

hair follicles play a crucial role in hair growth.

فولیکول‌های مو نقش حیاتی در رشد مو دارند.

some treatments can stimulate dormant hair follicles.

برخی از درمان‌ها می‌توانند فولیکول‌های موی غیرفعال را تحریک کنند.

follicles can become clogged with excess oil.

فولیکول‌ها می‌توانند به دلیل تجمع چربی مسدود شوند.

healthy follicles are essential for thick hair.

فولیکول‌های سالم برای داشتن موهای ضخیم ضروری هستند.

follicles can be damaged by harsh hair products.

محصولات مراقبتی موی خشن می‌توانند به فولیکول‌ها آسیب برسانند.

research shows that follicles can regenerate after injury.

تحقیقات نشان می‌دهد که فولیکول‌ها می‌توانند پس از آسیب‌دیدگی بازسازی شوند.

follicles are responsible for producing hair strands.

فولیکول‌ها مسئول تولید رشته‌های مو هستند.

some people have more follicles than others.

برخی افراد بیشتر از دیگران فولیکول دارند.

follicles can vary in size and shape.

فولیکول‌ها می‌توانند در اندازه و شکل متفاوت باشند.

maintaining clean follicles is important for scalp health.

حفظ تمیزی فولیکول‌ها برای سلامت پوست سر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید