| جمع | fondues |
cheese fondue
فوندو پنیر
chocolate fondue
فوندو شکلات
an electric fondue set.
ست فوندیو برقی
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
We enjoyed a delicious cheese fondue for dinner.
ما از یک فوندیوی پنیر خوشمزه و لذیذ برای شام لذت بردیم.
Chocolate fondue is a popular dessert for parties.
فوندیوی شکلات یک دسر محبوب برای مهمانی ها است.
She prepared a fondue set for the gathering with friends.
او یک ست فوندیو برای جمع شدن با دوستان آماده کرد.
The fondue pot kept the cheese warm and melted.
قابلمه فوندیو پنیر را گرم و آب شده نگه داشت.
We dipped bread and vegetables into the bubbling fondue.
ما نان و سبزیجات را در فوندیوی جوشان فرو بردیم.
Fondue parties are a fun way to socialize with friends.
مهمانی های فوندیو راهی سرگرم کننده برای معاشرت با دوستان است.
The restaurant offered a variety of fondue options on their menu.
رستوران انواع گزینه های فوندیو را در منوی خود ارائه می داد.
They used a special fondue fork to skewer the food.
آنها از یک چنگال فوندیو مخصوص برای سیخ کردن غذا استفاده کردند.
The chocolate fondue was served with fresh fruits for dipping.
فوندیوی شکلات با میوه های تازه برای فرو بردن سرو شد.
Fondue is a communal dish where everyone shares from the same pot.
فوندیو یک غذای جمعی است که همه از یک قابلمه به اشتراک می گذارند.
cheese fondue
فوندو پنیر
chocolate fondue
فوندو شکلات
an electric fondue set.
ست فوندیو برقی
Butter Poached Lobster on a Butternut Squash/Sage Ravioli, Lobster Truffle Beurre Fondue, Celery Root &Apple Salad.
لاکپشت آبپز شده با کره روی راویولی کدو تنبل/آویشن، فوندو کره خرچنگ ترافل، سالاد ریشه کرفس و سیب.
We enjoyed a delicious cheese fondue for dinner.
ما از یک فوندیوی پنیر خوشمزه و لذیذ برای شام لذت بردیم.
Chocolate fondue is a popular dessert for parties.
فوندیوی شکلات یک دسر محبوب برای مهمانی ها است.
She prepared a fondue set for the gathering with friends.
او یک ست فوندیو برای جمع شدن با دوستان آماده کرد.
The fondue pot kept the cheese warm and melted.
قابلمه فوندیو پنیر را گرم و آب شده نگه داشت.
We dipped bread and vegetables into the bubbling fondue.
ما نان و سبزیجات را در فوندیوی جوشان فرو بردیم.
Fondue parties are a fun way to socialize with friends.
مهمانی های فوندیو راهی سرگرم کننده برای معاشرت با دوستان است.
The restaurant offered a variety of fondue options on their menu.
رستوران انواع گزینه های فوندیو را در منوی خود ارائه می داد.
They used a special fondue fork to skewer the food.
آنها از یک چنگال فوندیو مخصوص برای سیخ کردن غذا استفاده کردند.
The chocolate fondue was served with fresh fruits for dipping.
فوندیوی شکلات با میوه های تازه برای فرو بردن سرو شد.
Fondue is a communal dish where everyone shares from the same pot.
فوندیو یک غذای جمعی است که همه از یک قابلمه به اشتراک می گذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید