foods

[ایالات متحده]/fuːdz/
[بریتانیا]/fuːdz/

ترجمه

n. مواد غذایی قابل خوردن که برای تغذیه مصرف می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

comfort foods

غذاهای راحت

healthy foods

غذاهای سالم

new foods

غذاهای جدید

local foods

غذاهای محلی

favorite foods

غذاهای مورد علاقه

processed foods

غذاهای فرآوری شده

traditional foods

غذاهای سنتی

delicious foods

غذاهای خوشمزه

foreign foods

غذاهای خارجی

organic foods

غذاهای ارگانیک

جملات نمونه

we need to buy fresh foods for the week.

ما باید برای هفته غذاهای تازه بخریم.

the grocery store has a wide variety of foods.

فروشگاه مواد غذایی دارای انواع گسترده ای از غذاها است.

healthy foods are important for a balanced diet.

غذاهای سالم برای یک رژیم غذایی متعادل مهم هستند.

traditional foods often reflect a culture's history.

غذاهای سنتی اغلب منعکس کننده تاریخ یک فرهنگ هستند.

i love trying new and exotic foods when i travel.

من عاشق امتحان کردن غذاهای جدید و عجیب و غریب وقتی سفر می کنم هستم.

processed foods are often high in sodium and sugar.

غذاهای فرآوری شده اغلب حاوی سدیم و شکر بالایی هستند.

organic foods are grown without synthetic pesticides.

غذاهای ارگانیک بدون استفاده از آفت کش های مصنوعی کشت می شوند.

comfort foods can provide emotional satisfaction.

غذاهای راحت می توانند رضایت عاطفی را فراهم کنند.

fast foods are convenient but not always healthy.

غذاهای سریع مناسب هستند اما همیشه سالم نیستند.

the farmers market offers locally grown foods.

بازار کشاورزان غذاهای محلی تولید شده ارائه می دهد.

we prepared delicious foods for the family gathering.

ما غذاهای خوشمزه ای برای جمع خانوادگی آماده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید