footsteps echoed
صدای قدمها طنینانداز بود
in footsteps
در میان قدمها
following footsteps
دنبال کردن قدمها
heavy footsteps
قدمهای سنگین
light footsteps
قدمهای سبک
footsteps paused
قدمها متوقف شدند
hear footsteps
شنیدن صدای قدمها
quick footsteps
قدمهای سریع
silent footsteps
قدمهای بیصدا
tracing footsteps
ردیابی قدمها
i heard footsteps approaching in the hallway.
من صدای قدمهایی را شنیدم که در راهرو نزدیک میشدند.
the detective followed the suspect's footsteps.
مامور پلیس به دنبال ردپای مظنون رفت.
we could hear the faint footsteps on the stairs.
ما میتوانستیم صدای ضعیف قدمها را روی پلهها بشنویم.
the children's footsteps echoed through the empty house.
صدای قدمهای بچهها در خانه خالی طنینانداز بود.
he paused, listening for any footsteps.
او مکث کرد و به دنبال هرگونه صدایی از قدمها گوش فرا داد.
the snow muffled their footsteps.
برف صدای قدمهایشان را خفه کرد.
i quickened my footsteps to catch up.
من سرعت قدمهایم را برای رسیدن بیشتر کردم.
the heavy footsteps shook the floorboards.
صدای سنگین قدمها باعث لرزش تختههای کف شد.
she recognized his footsteps immediately.
او بلافاصله صدای قدمهایش را تشخیص داد.
the security guard listened for footsteps outside.
نگهبان امنیتی به دنبال صدای قدمها بیرون گوش فرا داد.
he tiptoed, careful not to make any footsteps.
او به آرامی راه میرفت و مراقب بود که هیچ صدایی از قدمهایش در نیاید.
footsteps echoed
صدای قدمها طنینانداز بود
in footsteps
در میان قدمها
following footsteps
دنبال کردن قدمها
heavy footsteps
قدمهای سنگین
light footsteps
قدمهای سبک
footsteps paused
قدمها متوقف شدند
hear footsteps
شنیدن صدای قدمها
quick footsteps
قدمهای سریع
silent footsteps
قدمهای بیصدا
tracing footsteps
ردیابی قدمها
i heard footsteps approaching in the hallway.
من صدای قدمهایی را شنیدم که در راهرو نزدیک میشدند.
the detective followed the suspect's footsteps.
مامور پلیس به دنبال ردپای مظنون رفت.
we could hear the faint footsteps on the stairs.
ما میتوانستیم صدای ضعیف قدمها را روی پلهها بشنویم.
the children's footsteps echoed through the empty house.
صدای قدمهای بچهها در خانه خالی طنینانداز بود.
he paused, listening for any footsteps.
او مکث کرد و به دنبال هرگونه صدایی از قدمها گوش فرا داد.
the snow muffled their footsteps.
برف صدای قدمهایشان را خفه کرد.
i quickened my footsteps to catch up.
من سرعت قدمهایم را برای رسیدن بیشتر کردم.
the heavy footsteps shook the floorboards.
صدای سنگین قدمها باعث لرزش تختههای کف شد.
she recognized his footsteps immediately.
او بلافاصله صدای قدمهایش را تشخیص داد.
the security guard listened for footsteps outside.
نگهبان امنیتی به دنبال صدای قدمها بیرون گوش فرا داد.
he tiptoed, careful not to make any footsteps.
او به آرامی راه میرفت و مراقب بود که هیچ صدایی از قدمهایش در نیاید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید