footstool

[ایالات متحده]/'fʊtstuːl/
[بریتانیا]/'fʊt'stʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چهارپایه کوچک که برای حمایت از پاها استفاده می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

She propped her feet up on the footstool while watching TV.

او پاهایش را روی پایه پا قرار داد در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد.

The footstool matches the armchair perfectly.

پایه‌ پا کاملاً با صندلی مطابقت دارد.

He used the footstool as a makeshift table.

او از پایه پا به عنوان یک میز موقت استفاده کرد.

The footstool is made of sturdy wood.

پایه‌ پا از چوب محکم ساخته شده است.

I like to sit with my feet on the footstool.

من دوست دارم با پایم روی پایه پا بنشینم.

The footstool doubles as a storage unit.

پایه‌ پا به عنوان یک واحد ذخیره‌سازی نیز عمل می‌کند.

She reupholstered the footstool with a colorful fabric.

او پایه پا را با پارچه رنگارنگ دوباره پارچه کرد.

The footstool collapsed under his weight.

پایه‌ پا زیر وزن او فروریخت.

The footstool can be adjusted to different heights.

می‌توان پایه پا را در ارتفاعات مختلف تنظیم کرد.

He rested his tired feet on the footstool after a long day.

او بعد از یک روز طولانی پاهای خسته خود را روی پایه پا قرار داد.

نمونه‌های واقعی

So, we're gonna give her a footstool.

بنابراین، ما قصد داریم یک زیرپاپوشی به او بدهیم.

منبع: Popular Science Essays

You too might lob a footstool just to scare it.

شما هم ممکن است فقط برای ترساندن آن یک زیرپاپوشی پرتاب کنید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

And he used the extinct volcano as a footstool.

و او از آتشفشان منقرض شده به عنوان یک زیرپاپوشی استفاده کرد.

منبع: The Little Prince

She went across to him, sat on a footstool, and looked up in his face.

او به سمت او رفت، روی یک زیرپاپوشی نشست و به صورت او نگاه کرد.

منبع: Returning Home

" Why, if it ain't your footstool" !

" چرا، اگر زیرپاپوشی شما نباشد!"

منبع: Great Expectations (Original Version)

35 or by the earth, for it is his footstool; or by Jerusalem, for it is the city of the Great King.

یا به زمین، زیرا آن زیرپاپوشی اوست؛ یا به اورشلیم، زیرا آن شهر پادشاه بزرگ است.

منبع: Bible (original version)

'With your feet in that puddle for a regal footstool!

با پای شما در آن گودال برای یک زیرپاپوشی سلطنتی!

منبع: The South and the North (Part 1)

" I AM tired, " said Sara, dropping on to the lopsided footstool.

" من خسته ام،" سارا گفت و روی زیرپاپوشی کج افتاد.

منبع: The Little Princess (Original Version)

The little girl from India was sitting on a big footstool looking on.

دختر کوچک از هند روی یک زیرپاپوشی بزرگ نشسته بود و نگاه می‌کرد.

منبع: The Secret Garden (Original Version)

She took the cat off his knee and put it down on a footstool.

او گربه را از زانویش برداشت و آن را روی یک زیرپاپوشی گذاشت.

منبع: The Gadfly (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید