forfeiture

[ایالات متحده]/ˈfɔːfɪtʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈfɔːrfɪtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. از دست دادن مالکیت؛ از دست دادن حق
Word Forms

جملات نمونه

the forfeiture of one’s property

ضبط اموال

The company faced forfeiture of its assets due to non-payment of taxes.

شرکت به دلیل عدم پرداخت مالیات‌ها با خطر ضبط دارایی‌های خود مواجه بود.

The court ordered the forfeiture of the defendant's property as part of the sentence.

دادگاه دستور ضبط اموال متهم را به عنوان بخشی از مجازات صادر کرد.

Failure to comply with the terms of the contract may result in forfeiture of the deposit.

عدم رعایت شرایط قرارداد ممکن است منجر به ضبط سپرده شود.

The athlete was disqualified and faced forfeiture of his medal.

ورزشکار حذف شد و با خطر ضبط مدال خود مواجه شد.

The landlord threatened forfeiture of the lease if the rent was not paid on time.

مالک با تهدید به ضبط قرارداد اجاره در صورت عدم پرداخت به موقع اجاره، هشدار داد.

The bank may initiate forfeiture proceedings if the loan is not repaid according to the agreement.

بانک ممکن است در صورت عدم بازپرداخت وام طبق قرارداد، روند ضبط را آغاز کند.

The court ruled in favor of the plaintiff, resulting in the forfeiture of the defendant's assets.

دادگاه به نفع خواهان رای داد و در نتیجه منجر به ضبط دارایی‌های متهم شد.

Forfeiture of the prize was a consequence of the contestant's violation of the competition rules.

ضبط جایزه عواقبی از نقض قوانین مسابقه توسط شرکت کننده بود.

The criminal's assets were subject to forfeiture as part of the penalty for the crime.

دارایی‌های مجرم مشمول ضبط به عنوان بخشی از مجازات جرم بودند.

The contract included a clause outlining the conditions for forfeiture of the security deposit.

قرارداد شامل بندی بود که شرایط ضبط سپرده را مشخص می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید