forges ahead
به جلو میرود
forges bonds
پیوندها ایجاد میکند
forges paths
مسیرها را هموار میکند
forges partnerships
همکاریها را ایجاد میکند
forges alliances
ائتلافها را ایجاد میکند
forges connections
ارتباطات را ایجاد میکند
forges relationships
روابط را ایجاد میکند
forges new
جدید را ایجاد میکند
forges steel
فولاد را ایجاد میکند
he forges strong relationships with his colleagues.
او روابط قوی با همکارانش ایجاد میکند.
the blacksmith forges metal into beautiful shapes.
جوشکار فلز را به شکلهای زیبا تبدیل میکند.
she forges ahead with her plans despite the challenges.
او با وجود چالشها، با برنامههایش ادامه میدهد.
the artist forges a unique style in her paintings.
هنرمند سبکی منحصر به فرد در نقاشیهای خود ایجاد میکند.
he forges his own path in the business world.
او مسیر خود را در دنیای تجارت هموار میکند.
the team forges a strategy to win the game.
تیم یک استراتژی برای بردن بازی ایجاد میکند.
they forge a partnership to tackle environmental issues.
آنها یک مشارکت برای مقابله با مسائل زیستمحیطی ایجاد میکنند.
she forges her identity through her writing.
او هویت خود را از طریق نوشتن شکل میدهد.
the company forges ahead with innovative technologies.
شرکت با فناوریهای نوآورانه پیشروی میکند.
he forges bonds with his community through volunteering.
او از طریق داوطلب شدن با جامعه خود ارتباط برقرار میکند.
forges ahead
به جلو میرود
forges bonds
پیوندها ایجاد میکند
forges paths
مسیرها را هموار میکند
forges partnerships
همکاریها را ایجاد میکند
forges alliances
ائتلافها را ایجاد میکند
forges connections
ارتباطات را ایجاد میکند
forges relationships
روابط را ایجاد میکند
forges new
جدید را ایجاد میکند
forges steel
فولاد را ایجاد میکند
he forges strong relationships with his colleagues.
او روابط قوی با همکارانش ایجاد میکند.
the blacksmith forges metal into beautiful shapes.
جوشکار فلز را به شکلهای زیبا تبدیل میکند.
she forges ahead with her plans despite the challenges.
او با وجود چالشها، با برنامههایش ادامه میدهد.
the artist forges a unique style in her paintings.
هنرمند سبکی منحصر به فرد در نقاشیهای خود ایجاد میکند.
he forges his own path in the business world.
او مسیر خود را در دنیای تجارت هموار میکند.
the team forges a strategy to win the game.
تیم یک استراتژی برای بردن بازی ایجاد میکند.
they forge a partnership to tackle environmental issues.
آنها یک مشارکت برای مقابله با مسائل زیستمحیطی ایجاد میکنند.
she forges her identity through her writing.
او هویت خود را از طریق نوشتن شکل میدهد.
the company forges ahead with innovative technologies.
شرکت با فناوریهای نوآورانه پیشروی میکند.
he forges bonds with his community through volunteering.
او از طریق داوطلب شدن با جامعه خود ارتباط برقرار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید