forges

[ایالات متحده]/fɔːdʒɪz/
[بریتانیا]/fɔrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فلز را با حرارت دادن و چکش زدن شکل دادن; چیزی قوی یا پایدار خلق کردن; جعل یا تقلب کردن; با تلاش ساختن یا تولید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

forges ahead

به جلو می‌رود

forges bonds

پیوندها ایجاد می‌کند

forges paths

مسیرها را هموار می‌کند

forges partnerships

همکاری‌ها را ایجاد می‌کند

forges alliances

ائتلاف‌ها را ایجاد می‌کند

forges connections

ارتباطات را ایجاد می‌کند

forges relationships

روابط را ایجاد می‌کند

forges new

جدید را ایجاد می‌کند

forges steel

فولاد را ایجاد می‌کند

جملات نمونه

he forges strong relationships with his colleagues.

او روابط قوی با همکارانش ایجاد می‌کند.

the blacksmith forges metal into beautiful shapes.

جوشکار فلز را به شکل‌های زیبا تبدیل می‌کند.

she forges ahead with her plans despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها، با برنامه‌هایش ادامه می‌دهد.

the artist forges a unique style in her paintings.

هنرمند سبکی منحصر به فرد در نقاشی‌های خود ایجاد می‌کند.

he forges his own path in the business world.

او مسیر خود را در دنیای تجارت هموار می‌کند.

the team forges a strategy to win the game.

تیم یک استراتژی برای بردن بازی ایجاد می‌کند.

they forge a partnership to tackle environmental issues.

آنها یک مشارکت برای مقابله با مسائل زیست‌محیطی ایجاد می‌کنند.

she forges her identity through her writing.

او هویت خود را از طریق نوشتن شکل می‌دهد.

the company forges ahead with innovative technologies.

شرکت با فناوری‌های نوآورانه پیشروی می‌کند.

he forges bonds with his community through volunteering.

او از طریق داوطلب شدن با جامعه خود ارتباط برقرار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید