fabricates

[ایالات متحده]/ˈfæbrɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈfæbrɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اختراع یا ساختن چیزی، معمولاً با نیت فریبکارانه؛ ساختن یا تولید چیزی؛ جعل یا تحریف کردن؛ ساختن یا بنا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fabricates stories

ساختن داستان‌ها

fabricates evidence

ساختن مدارک

fabricates data

ساختن داده‌ها

fabricates excuses

ساختن بهانه‌ها

fabricates lies

ساختن دروغ‌ها

fabricates information

ساختن اطلاعات

fabricates reports

ساختن گزارش‌ها

fabricates rumors

ساختن شایعات

fabricates narratives

ساختن روایت‌ها

جملات نمونه

she fabricates stories to entertain her friends.

او داستان‌هایی برای سرگرمی دوستانش می‌سازد.

the company fabricates high-quality products.

شرکت محصولات با کیفیت بالا تولید می‌کند.

he often fabricates excuses to avoid responsibilities.

او اغلب بهانه‌هایی برای اجتناب از مسئولیت‌ها می‌سازد.

the artist fabricates sculptures from recycled materials.

هنرمند مجسمه‌هایی از مواد بازیافتی می‌سازد.

they fabricates a plan to improve their sales.

آنها طرحی برای بهبود فروش خود می‌سازند.

she fabricates her resume to get the job.

او برای گرفتن شغل، رزومه خود را می‌سازد.

the journalist fabricates facts to create a sensational story.

روزنامه‌نگار برای ایجاد یک داستان سنساسیونی، واقعیت‌ها را می‌سازد.

he fabricates models for architectural designs.

او مدل‌هایی برای طراحی‌های معماری می‌سازد.

they fabricates components for the automotive industry.

آنها قطعاتی برای صنعت خودروسازی می‌سازند.

she fabricates a narrative to explain her actions.

او روایتی برای توضیح اعمال خود می‌سازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید