forks in road
چنگالهای در مسیر
forks and knives
چنگال و چاقو
forks for salad
چنگال برای سالاد
forks in time
چنگال در زمان
forks of lightning
چنگالهای رعد و برق
forks of fate
چنگالهای سرنوشت
forks for dessert
چنگال برای دسر
forks for pasta
چنگال برای پاستا
she set the table with knives and forks.
او میز را با چاقو و چنگال چید.
he picked up the forks and started eating.
او چنگالها را برداشت و شروع به غذا خوردن کرد.
they bought new forks for the dinner party.
آنها چنگالهای جدیدی برای مهمانی شام خریدند.
can you pass me the forks, please?
میتوانید لطفاً چنگالها را به من بدهید؟
there are three types of forks on the table.
سه نوع چنگال روی میز وجود دارد.
she prefers using forks instead of chopsticks.
او ترجیح میدهد به جای چوب غذا خوردن از چنگال استفاده کند.
we need to wash the forks after dinner.
ما باید بعد از شام چنگالها را بشوییم.
he collected antique forks from different countries.
او چنگالهای قدیمی را از کشورهای مختلف جمعآوری کرد.
forks are essential utensils for dining.
چنگالها وسایل ضروری برای صرف غذا هستند.
she organized the forks by size in the drawer.
او چنگالها را بر اساس اندازه در کشو مرتب کرد.
forks in road
چنگالهای در مسیر
forks and knives
چنگال و چاقو
forks for salad
چنگال برای سالاد
forks in time
چنگال در زمان
forks of lightning
چنگالهای رعد و برق
forks of fate
چنگالهای سرنوشت
forks for dessert
چنگال برای دسر
forks for pasta
چنگال برای پاستا
she set the table with knives and forks.
او میز را با چاقو و چنگال چید.
he picked up the forks and started eating.
او چنگالها را برداشت و شروع به غذا خوردن کرد.
they bought new forks for the dinner party.
آنها چنگالهای جدیدی برای مهمانی شام خریدند.
can you pass me the forks, please?
میتوانید لطفاً چنگالها را به من بدهید؟
there are three types of forks on the table.
سه نوع چنگال روی میز وجود دارد.
she prefers using forks instead of chopsticks.
او ترجیح میدهد به جای چوب غذا خوردن از چنگال استفاده کند.
we need to wash the forks after dinner.
ما باید بعد از شام چنگالها را بشوییم.
he collected antique forks from different countries.
او چنگالهای قدیمی را از کشورهای مختلف جمعآوری کرد.
forks are essential utensils for dining.
چنگالها وسایل ضروری برای صرف غذا هستند.
she organized the forks by size in the drawer.
او چنگالها را بر اساس اندازه در کشو مرتب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید