tines

[ایالات متحده]/taɪnz/
[بریتانیا]/taɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک‌های تیز یا دندانه‌ها، به ویژه روی چنگال؛ دندان‌ها یا دندانه‌های چنگال

عبارات و ترکیب‌ها

fork tines

دندانه‌های چنگال

tines of fork

دندانه‌های چنگال

tines down

به سمت پایین

tines up

به سمت بالا

tines spread

گسترده

tines aligned

تراز شده

tines bent

خمیده

tines pointed

نیش‌دار

tines sharp

تیز

tines together

در کنار هم

جملات نمونه

the fork has three tines.

چنگال دارای سه دندان است.

he carefully picked up the food with the tines.

او با دقت غذا را با دندان ها برداشت.

the tines of the rake were stuck in the mud.

دندان‌های چنگک در گل گیر کرده بودند.

she counted the tines on the old comb.

او دندان‌های شانه قدیمی را شمرد.

the pitchfork has sharp tines for lifting hay.

چنگک علوفه دارای دندان‌های تیز برای بلند کردن کاه است.

make sure the tines are clean before using the fork.

مطمئن شوید که قبل از استفاده از چنگال دندان ها تمیز باشند.

the tines of the fork were bent after the accident.

بعد از حادثه دندان‌های چنگال خم شده بودند.

he used the tines to serve the salad.

او از دندان ها برای سرو سالاد استفاده کرد.

the tines of the pitchfork were rusty from age.

به دلیل کهولت سن دندان‌های چنگک زنگ زده بودند.

she admired the intricate design of the fork's tines.

او طراحی پیچیده دندان‌های چنگال را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید