formulaic approach
رویکرد قالبی
formulaic expression
عبارت قالبی
formulaic structure
ساختار قالبی
formulaic writing
نگارش قالبی
formulaic language
زبان قالبی
formulaic pattern
الگوی قالبی
formulaic rules
قوانین قالبی
formulaic style
سبک قالبی
formulaic solutions
راه حل های قالبی
formulaic methods
روش های قالبی
the movie was criticized for its formulaic plot.
فیلم به دلیل طرح کلیشهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
his writing style is often seen as formulaic and predictable.
سبک نویسندگی او اغلب به عنوان کلیشهای و قابل پیشبینی دیده میشود.
many pop songs follow a formulaic structure.
بسیاری از آهنگهای پاپ از یک ساختار کلیشهای پیروی میکنند.
she used a formulaic approach to solve the problem.
او از یک رویکرد کلیشهای برای حل مشکل استفاده کرد.
critics argue that the series has become too formulaic.
منتقدان استدلال میکنند که این مجموعه بیش از حد کلیشهای شده است.
his speech was filled with formulaic phrases.
سخنرانی او پر از عبارات کلیشهای بود.
formulaic responses can make conversations feel dull.
پاسخهای کلیشهای میتوانند باعث شوند مکالمات کسلکننده به نظر برسند.
the novel was criticized for its formulaic characters.
رمان به دلیل شخصیتهای کلیشهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
many students struggle to break free from formulaic writing.
بسیاری از دانشآموزان برای رهایی از نوشتن کلیشهای تلاش میکنند.
the recipe is too formulaic to be interesting.
دستور غذا آنقدر کلیشهای است که جالب نیست.
formulaic approach
رویکرد قالبی
formulaic expression
عبارت قالبی
formulaic structure
ساختار قالبی
formulaic writing
نگارش قالبی
formulaic language
زبان قالبی
formulaic pattern
الگوی قالبی
formulaic rules
قوانین قالبی
formulaic style
سبک قالبی
formulaic solutions
راه حل های قالبی
formulaic methods
روش های قالبی
the movie was criticized for its formulaic plot.
فیلم به دلیل طرح کلیشهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
his writing style is often seen as formulaic and predictable.
سبک نویسندگی او اغلب به عنوان کلیشهای و قابل پیشبینی دیده میشود.
many pop songs follow a formulaic structure.
بسیاری از آهنگهای پاپ از یک ساختار کلیشهای پیروی میکنند.
she used a formulaic approach to solve the problem.
او از یک رویکرد کلیشهای برای حل مشکل استفاده کرد.
critics argue that the series has become too formulaic.
منتقدان استدلال میکنند که این مجموعه بیش از حد کلیشهای شده است.
his speech was filled with formulaic phrases.
سخنرانی او پر از عبارات کلیشهای بود.
formulaic responses can make conversations feel dull.
پاسخهای کلیشهای میتوانند باعث شوند مکالمات کسلکننده به نظر برسند.
the novel was criticized for its formulaic characters.
رمان به دلیل شخصیتهای کلیشهای آن مورد انتقاد قرار گرفت.
many students struggle to break free from formulaic writing.
بسیاری از دانشآموزان برای رهایی از نوشتن کلیشهای تلاش میکنند.
the recipe is too formulaic to be interesting.
دستور غذا آنقدر کلیشهای است که جالب نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید