fortifies

[ایالات متحده]/ˈfɔːtəfaɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔrtɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ساختن سازه‌های دفاعی؛ تقویت یا افزایش دادن؛ تقویت کردن (غذا)

عبارات و ترکیب‌ها

fortifies health

تقویت سلامتی

fortifies body

تقویت بدن

fortifies spirit

تقویت روحیه

fortifies immunity

تقویت سیستم ایمنی

fortifies strength

تقویت قدرت

fortifies resolve

تقویت اراده

fortifies morale

تقویت روحیه

fortifies defenses

تقویت دفاع

fortifies relationships

تقویت روابط

fortifies community

تقویت جامعه

جملات نمونه

regular exercise fortifies the body against illness.

ورزش منظم بدن را در برابر بیماری‌ها تقویت می‌کند.

this vitamin fortifies the immune system.

این ویتامین سیستم ایمنی را تقویت می‌کند.

education fortifies a person's future prospects.

تحصیل آینده فرد را تقویت می‌کند.

the team's training fortifies their chances of winning.

آموزش تیم شانس آنها را برای برنده شدن تقویت می‌کند.

good nutrition fortifies children's growth and development.

تغذیه مناسب رشد و توسعه کودکان را تقویت می‌کند.

trust fortifies relationships between friends.

اعتماد روابط بین دوستان را تقویت می‌کند.

this strategy fortifies our market position.

این استراتژی موقعیت بازار ما را تقویت می‌کند.

community support fortifies local businesses.

حمایت جامعه کسب و کارهای محلی را تقویت می‌کند.

positive feedback fortifies employee morale.

بازخورد مثبت روحیه کارمندان را تقویت می‌کند.

regular practice fortifies language skills.

تمرین منظم مهارت‌های زبانی را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید