fosse

[ایالات متحده]/fɒs/
[بریتانیا]/fɑs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خندق یا گذرگاه زیرزمینی بلند و باریک، به ویژه در یک دژ.
Word Forms
جمعfosses

جملات نمونه

The whole army begins to clamour for the fosse to be filled up.

کل ارتش شروع به تقاضای پر کردن خندق می‌کند.

The castle was surrounded by a deep fosse.

قلعه در محاصره یک خندق عمیق بود.

The soldiers dug a fosse to protect the fort.

سربازان خندی را برای محافظت از قلعه حفر کردند.

The fosse was filled with water to deter intruders.

خندق با آب پر شد تا از ورود متجاوزین جلوگیری شود.

The fosse provided an extra layer of defense for the fortress.

خندق یک لایه اضافی از دفاع برای قلعه فراهم کرد.

The enemy troops attempted to cross the fosse under heavy fire.

نیروهای دشمن سعی کردند در حالی که زیر آتش شدید بودند، خندق را عبور کنند.

Archaeologists discovered ancient artifacts in the fosse of the old city.

باستان‌شناسان مصنوعات باستانی را در خندق شهر قدیمی کشف کردند.

The fosse was overgrown with vegetation, making it difficult to navigate.

خندق پوشیده از گیاهان بود و عبور از آن را دشوار می‌کرد.

The fosse was a key feature of the medieval castle's defenses.

خندق یک ویژگی کلیدی از دفاع‌های قلعه قرون وسطی بود.

The fosse was designed to be a barrier against enemy attacks.

خندق به گونه‌ای طراحی شده بود که مانعی در برابر حملات دشمن باشد.

The fosse was strategically located to impede enemy advancement.

خندق به طور استراتژیک در مکانی قرار داشت تا پیشروی دشمن را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید