fossil-fuel-dependent

[ایالات متحده]/[ˈfɒsɪl ˌfjuːəl dɪˈpendənt]/
[بریتانیا]/[ˈfɑːsəl ˌfjuːəl dɪˈpendənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت وابسته به سوخت‌های فسیلی؛ مشخصه‌ی مصرف زیاد سوخت‌های فسیلی؛ اقتصادی وابسته به سوخت‌های فسیلی.

عبارات و ترکیب‌ها

fossil-fuel-dependent economies

اقتصادات وابسته به سوخت‌های فسیلی

fossil-fuel-dependent systems

سیستم‌های وابسته به سوخت‌های فسیلی

becoming fossil-fuel-dependent

در حال شدن وابسته به سوخت‌های فسیلی

fossil-fuel-dependent nations

کشورهای وابسته به سوخت‌های فسیلی

fossil-fuel-dependent infrastructure

زیرساخت‌های وابسته به سوخت‌های فسیلی

highly fossil-fuel-dependent

بسیار وابسته به سوخت‌های فسیلی

fossil-fuel-dependent sectors

بخش‌های وابسته به سوخت‌های فسیلی

were fossil-fuel-dependent

وابسته به سوخت‌های فسیلی بودند

fossil-fuel-dependent world

جهان وابسته به سوخت‌های فسیلی

جملات نمونه

the global economy remains heavily fossil-fuel-dependent, hindering progress towards renewable energy.

اقتصاد جهان هنوز به طور چشمگیری به سوخت‌های فسیلی وابسته می‌ماند و پیشرفت‌هایی در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر را محدود می‌کند.

many developing nations are still fossil-fuel-dependent due to limited access to alternative resources.

بیشتر کشورهای در حال توسعه هنوز به دلیل دسترسی محدود به منابع جایگزین به سوخت‌های فسیلی وابسته‌اند.

transitioning away from a fossil-fuel-dependent system requires significant infrastructure investment.

تغییر از یک سیستم وابسته به سوخت‌های فسیلی نیازمند سرمایه‌گذاری چشمگیر در زیرساخت‌هاست.

the transportation sector is particularly fossil-fuel-dependent, contributing significantly to emissions.

بیشترین وابستگی به سوخت‌های فسیلی در بخش حمل و نقل است که به طور قابل توجهی در انتشار گازهای گرمایشی خودکار دخیل است.

a fossil-fuel-dependent lifestyle contributes to climate change and environmental degradation.

سبک زندگی وابسته به سوخت‌های فسیلی به تغییرات اقلیمی و نابودی محیط زیست کمک می‌کند.

the power generation sector is historically fossil-fuel-dependent, but renewables are gaining traction.

بخش تولید برق به طور تاریخی به سوخت‌های فسیلی وابسته بوده است، اما انرژی‌های تجدیدپذیر در حال افزایش گرفتن هستند.

reducing our reliance on fossil-fuel-dependent industries is crucial for a sustainable future.

کاهش وابستگی ما به صنایع وابسته به سوخت‌های فسیلی برای آینده‌ای پایدار ضروری است.

the manufacturing sector is often fossil-fuel-dependent, requiring energy-efficient upgrades.

بخش تولید اغلب به سوخت‌های فسیلی وابسته است و به بهبودهای کارایی انرژی نیاز دارد.

policies aimed at diversifying energy sources can lessen the world’s fossil-fuel-dependent status.

سیاست‌هایی که به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا منابع انرژی را چندگانه کنند، می‌توانند وضعیت وابستگی جهان به سوخت‌های فسیلی را کاهش دهند.

a fossil-fuel-dependent economy is vulnerable to price volatility and geopolitical instability.

یک اقتصاد وابسته به سوخت‌های فسیلی در برابر نوسانات قیمت و پایداری سیاسی-جغرافیایی آسیب‌پذیر است.

the agricultural sector, while seemingly less so, is also indirectly fossil-fuel-dependent.

بخش کشاورزی، در حالی که به نظر می‌رسد کمتر وابسته است، به طور غیرمستقیم نیز به سوخت‌های فسیلی وابسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید