fossil-fuel-dependent economies
اقتصادات وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent systems
سیستمهای وابسته به سوختهای فسیلی
becoming fossil-fuel-dependent
در حال شدن وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent nations
کشورهای وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent infrastructure
زیرساختهای وابسته به سوختهای فسیلی
highly fossil-fuel-dependent
بسیار وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent sectors
بخشهای وابسته به سوختهای فسیلی
were fossil-fuel-dependent
وابسته به سوختهای فسیلی بودند
fossil-fuel-dependent world
جهان وابسته به سوختهای فسیلی
the global economy remains heavily fossil-fuel-dependent, hindering progress towards renewable energy.
اقتصاد جهان هنوز به طور چشمگیری به سوختهای فسیلی وابسته میماند و پیشرفتهایی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر را محدود میکند.
many developing nations are still fossil-fuel-dependent due to limited access to alternative resources.
بیشتر کشورهای در حال توسعه هنوز به دلیل دسترسی محدود به منابع جایگزین به سوختهای فسیلی وابستهاند.
transitioning away from a fossil-fuel-dependent system requires significant infrastructure investment.
تغییر از یک سیستم وابسته به سوختهای فسیلی نیازمند سرمایهگذاری چشمگیر در زیرساختهاست.
the transportation sector is particularly fossil-fuel-dependent, contributing significantly to emissions.
بیشترین وابستگی به سوختهای فسیلی در بخش حمل و نقل است که به طور قابل توجهی در انتشار گازهای گرمایشی خودکار دخیل است.
a fossil-fuel-dependent lifestyle contributes to climate change and environmental degradation.
سبک زندگی وابسته به سوختهای فسیلی به تغییرات اقلیمی و نابودی محیط زیست کمک میکند.
the power generation sector is historically fossil-fuel-dependent, but renewables are gaining traction.
بخش تولید برق به طور تاریخی به سوختهای فسیلی وابسته بوده است، اما انرژیهای تجدیدپذیر در حال افزایش گرفتن هستند.
reducing our reliance on fossil-fuel-dependent industries is crucial for a sustainable future.
کاهش وابستگی ما به صنایع وابسته به سوختهای فسیلی برای آیندهای پایدار ضروری است.
the manufacturing sector is often fossil-fuel-dependent, requiring energy-efficient upgrades.
بخش تولید اغلب به سوختهای فسیلی وابسته است و به بهبودهای کارایی انرژی نیاز دارد.
policies aimed at diversifying energy sources can lessen the world’s fossil-fuel-dependent status.
سیاستهایی که به گونهای طراحی شدهاند تا منابع انرژی را چندگانه کنند، میتوانند وضعیت وابستگی جهان به سوختهای فسیلی را کاهش دهند.
a fossil-fuel-dependent economy is vulnerable to price volatility and geopolitical instability.
یک اقتصاد وابسته به سوختهای فسیلی در برابر نوسانات قیمت و پایداری سیاسی-جغرافیایی آسیبپذیر است.
the agricultural sector, while seemingly less so, is also indirectly fossil-fuel-dependent.
بخش کشاورزی، در حالی که به نظر میرسد کمتر وابسته است، به طور غیرمستقیم نیز به سوختهای فسیلی وابسته است.
fossil-fuel-dependent economies
اقتصادات وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent systems
سیستمهای وابسته به سوختهای فسیلی
becoming fossil-fuel-dependent
در حال شدن وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent nations
کشورهای وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent infrastructure
زیرساختهای وابسته به سوختهای فسیلی
highly fossil-fuel-dependent
بسیار وابسته به سوختهای فسیلی
fossil-fuel-dependent sectors
بخشهای وابسته به سوختهای فسیلی
were fossil-fuel-dependent
وابسته به سوختهای فسیلی بودند
fossil-fuel-dependent world
جهان وابسته به سوختهای فسیلی
the global economy remains heavily fossil-fuel-dependent, hindering progress towards renewable energy.
اقتصاد جهان هنوز به طور چشمگیری به سوختهای فسیلی وابسته میماند و پیشرفتهایی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر را محدود میکند.
many developing nations are still fossil-fuel-dependent due to limited access to alternative resources.
بیشتر کشورهای در حال توسعه هنوز به دلیل دسترسی محدود به منابع جایگزین به سوختهای فسیلی وابستهاند.
transitioning away from a fossil-fuel-dependent system requires significant infrastructure investment.
تغییر از یک سیستم وابسته به سوختهای فسیلی نیازمند سرمایهگذاری چشمگیر در زیرساختهاست.
the transportation sector is particularly fossil-fuel-dependent, contributing significantly to emissions.
بیشترین وابستگی به سوختهای فسیلی در بخش حمل و نقل است که به طور قابل توجهی در انتشار گازهای گرمایشی خودکار دخیل است.
a fossil-fuel-dependent lifestyle contributes to climate change and environmental degradation.
سبک زندگی وابسته به سوختهای فسیلی به تغییرات اقلیمی و نابودی محیط زیست کمک میکند.
the power generation sector is historically fossil-fuel-dependent, but renewables are gaining traction.
بخش تولید برق به طور تاریخی به سوختهای فسیلی وابسته بوده است، اما انرژیهای تجدیدپذیر در حال افزایش گرفتن هستند.
reducing our reliance on fossil-fuel-dependent industries is crucial for a sustainable future.
کاهش وابستگی ما به صنایع وابسته به سوختهای فسیلی برای آیندهای پایدار ضروری است.
the manufacturing sector is often fossil-fuel-dependent, requiring energy-efficient upgrades.
بخش تولید اغلب به سوختهای فسیلی وابسته است و به بهبودهای کارایی انرژی نیاز دارد.
policies aimed at diversifying energy sources can lessen the world’s fossil-fuel-dependent status.
سیاستهایی که به گونهای طراحی شدهاند تا منابع انرژی را چندگانه کنند، میتوانند وضعیت وابستگی جهان به سوختهای فسیلی را کاهش دهند.
a fossil-fuel-dependent economy is vulnerable to price volatility and geopolitical instability.
یک اقتصاد وابسته به سوختهای فسیلی در برابر نوسانات قیمت و پایداری سیاسی-جغرافیایی آسیبپذیر است.
the agricultural sector, while seemingly less so, is also indirectly fossil-fuel-dependent.
بخش کشاورزی، در حالی که به نظر میرسد کمتر وابسته است، به طور غیرمستقیم نیز به سوختهای فسیلی وابسته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید