fourteens

[ایالات متحده]/fɔːˈtiːnz/
[بریتانیا]/fɔrˈtiːnz/

ترجمه

n. عدد چهارده یا نمادی که آن را نشان می‌دهد؛ سن چهارده سالگی؛ ساعت چهارده (۱۴:۰۰)
num. چهارده؛ عدد ترتیبی چهاردهم

عبارات و ترکیب‌ها

the fourteens

چهارده

fourteens group

گروه چهارده

fourteens age

سن چهارده

fourteens club

باشگاه چهارده

fourteens years

سال‌های چهارده

fourteens party

جشن چهارده

fourteens activities

فعالیت‌های چهارده

fourteens events

رویدادهای چهارده

fourteens friends

دوستان چهارده

fourteens trends

ترندهای چهارده

جملات نمونه

the fourteens are often a challenging age for teenagers.

چالش های دوران نوجوانی در سن چهارده سالگی اغلب زیاد است.

many students in their fourteens start to develop their interests.

بسیاری از دانش آموزان در سن چهارده سالگی شروع به پرورش علایق خود می کنند.

fourteens can be a time of great change and growth.

سن چهارده سالگی می تواند دوره ای از تغییرات و رشد بزرگ باشد.

it's important for parents to understand their fourteens.

مهم است که والدین فرزندان چهارده ساله خود را درک کنند.

during the fourteens, friendships can become very important.

در دوران نوجوانی، دوستی ها می توانند بسیار مهم شوند.

fourteens often experience a mix of emotions.

نوجوانان اغلب ترکیبی از احساسات را تجربه می کنند.

schools often have programs for fourteens to help with their development.

مدارس اغلب برنامه هایی برای نوجوانان برای کمک به رشد آنها دارند.

fourteens are a time when many start thinking about their futures.

سن چهارده سالگی زمانی است که بسیاری شروع به فکر کردن در مورد آینده خود می کنند.

peer pressure can be significant during the fourteens.

فشار همسالان می تواند در دوران نوجوانی قابل توجه باشد.

many hobbies begin in the fourteens, shaping future passions.

بسیاری از سرگرمی ها در سن چهارده سالگی شروع می شوند و آینده علاقه ها را شکل می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید