teens

[ایالات متحده]/tiːnz/
[بریتانیا]/tiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره زندگی از سیزده تا نوزده سالگی; اعداد از سیزده تا نوزده; جوانان در سال‌های نوجوانی
Word Forms
جمعteenss

عبارات و ترکیب‌ها

angry teens

نوجوانان عصبانی

happy teens

نوجوانان شاد

rebellious teens

نوجوانان سرکش

teen girls

دختران نوجوان

teen boys

پسران نوجوان

troubled teens

نوجوانان مشکل‌دار

active teens

نوجوانان فعال

digital teens

نوجوانان دیجیتال

creative teens

نوجوانان خلاق

isolated teens

نوجوانان منزوی

جملات نمونه

many teens enjoy spending time with friends.

بسیاری از نوجوانان از گذراندن وقت با دوستان خود لذت می برند.

teens often face peer pressure in school.

نوجوانان اغلب در مدرسه با فشار همسالان مواجه می شوند.

sports can be a great outlet for teens.

ورزش می تواند یک راه سرگرمی عالی برای نوجوانان باشد.

teens should learn to manage their time effectively.

نوجوانان باید یاد بگیرند که زمان خود را به طور موثر مدیریت کنند.

many teens are passionate about social media.

بسیاری از نوجوانان نسبت به رسانه های اجتماعی علاقه مند هستند.

teens often explore their identities during adolescence.

نوجوانان اغلب در دوران نوجوانی هویت خود را کشف می کنند.

it's important for teens to have a support system.

داشتن یک سیستم حمایتی برای نوجوانان مهم است.

teens can benefit from learning new skills.

نوجوانان می توانند از یادگیری مهارت های جدید بهره مند شوند.

many teens participate in extracurricular activities.

بسیاری از نوجوانان در فعالیت های فوق برنامه شرکت می کنند.

teens are often eager to express their opinions.

نوجوانان اغلب مشتاق به ابراز نظر خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید