fragile item
کالا شکننده
fragile goods
کالاهای شکننده
fragile x syndrome
سندرم شکنندگی ایکس
a fragile claim to fame.
یک ادعای نادامتنی برای شهرت
a collection of fragile porcelain plates.
مجموعهای از بشقابهای چینی شکننده.
The fragile dish broke into smithereens.
ظرف شکننده به تکه های کوچک تبدیل شد.
the party's fragile unity began to crumble.
وحدت شکننده حزب شروع به فروپاشی کرد.
you have a fragile grip on reality.
شما یک درک شکننده از واقعیت دارید.
a brittle relationship between husband and wife.See Synonyms at fragile
یک رابطه شکننده بین زن و شوهر. به مترادف ها در شکننده نگاه کنید.
the finest embroidery. See also Synonyms at fragile
زیباترین گلدوزی. همچنین به مترادف ها در شکننده مراجعه کنید.
her bones became fragile and brittle.
استخوان های او شکننده و ترد شدند.
The fragile boxes arrived intact.
جعبه های شکننده بدون آسیب رسیدند.
The old lady was increasingly fragile after her operation.
خانم پیر پس از عمل جراحی به طور فزاینده ای شکننده بود.
The fragile china survived the bumpy journey safe and sound.
ظروف چینی شکننده با سلامت و کاملی از سفر ناهموار جان سالم به در برد.
Walkers can unwittingly damage the fragile environment in which the birds live.
گردشگران ناخواسته می توانند به محیط زیست شکننده ای که پرندگان در آن زندگی می کنند آسیب برسانند.
An undisclosed buyer will provide a much-needed cash injection for the fragile balance sheet.
یک خریدار ناشناس تزریق نقدی مورد نیاز را برای ترازنامه شکننده فراهم می کند.
Life is fragile enough as it is.It comes and goes fleetingly as a falling star!
زندگی به خودی خود به اندازه کافی شکننده است. این میآید و میرود مانند یک ستاره دنبالهدار!
I'm feeling rather fragile after all that beer last night.
بعد از تمام آن آبجو دیشب، احساس می کنم کمی شکننده ام.
Pulp verdure, delicate and juicily, sweet fragile faint scent, xian Guo contains sugar the volume is high, nutrition is rich.
پالپ سبز، لطیف و آبدار، عطر شکننده و ملایم شیرین، شیان گو حاوی قند است، حجم آن زیاد و مواد مغذی غنی است.
Therefore we point out a new method of testing fragile material's strength of extension.That is to say we can measure the disk's strength of extension by pressing in its diametric.
بنابراین ما یک روش جدید برای آزمایش مقاومت در برابر کشیدگی مواد شکننده نشان می دهیم. به عبارت دیگر، می توانیم مقاومت کششی دیسک را با فشار دادن آن در قطر آن اندازه گیری کنیم.
May all who will be making decisions at Copenhagen think long and hard about "Earthrise" and how special and fragile our planet is in the black void of space.
امیدوارم همه کسانی که در کپنهاگ تصمیم می گیرند، در مورد "Earthrise" و اینکه سیاره ما چقدر خاص و شکننده است در سیاهی فضا، طولانی و سخت فکر کنند.
A new type shale inhibiter,KLG and sealing agent are used to seal fragile formation so that we can enhance safety density and solve the problem of hole collapse.
یک مهارکننده جدید نوع شیل، KLG و عامل آب بندی برای آب بندی سازند شکننده استفاده می شود تا بتوانیم ایمنی و چگالی را افزایش دهیم و مشکل ریزش سوراخ را حل کنیم.
OK.can you give me a fragile label?
بسیار خب. آیا می توانید یک برچسب شکننده در اختیارم بگذارید؟
منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel SectionThe way we power the world is fragile.
نحوه تامین انرژی جهان شکننده است.
منبع: Vox opinionBut there's something frighteningly fragile about them too.
اما در مورد آنها نیز جنبه ای وجود دارد که به طرز ترسناکی شکننده است.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection" The ocean is deceptively fragile, " says Baron.
" اقیانوس به طور فریبنده ای شکننده است، " میگوید بارون.
منبع: TimeI think I'm fragile. i'm extremely sensitive.
فکر میکنم من شکننده ام. من بسیار حساس هستم.
منبع: The Ellen ShowSiegert used the term fragile, meaning easily broken or damaged, to describe Antarctica.
زیگرت از واژه "شکننده" به معنای به آسانی شکسته یا آسیب دیده برای توصیف قطب جنوب استفاده کرد.
منبع: VOA Special August 2023 Collection" This demonstrates how arbitrary and fragile human life is, " he wrote.
" این نشان می دهد که زندگی انسان چقدر دلخواه و شکننده است، " او نوشت.
منبع: VOA Slow English TechnologyIt seemed to me, even, that there was nothing more fragile on all Earth.
به نظر من حتی هیچ چیز شکننده تر در کل زمین وجود نداشت.
منبع: The Little PrinceThe clients we serve are very medically fragile, vulnerable, primarily low income people.
مشتریان ما که به آنها خدمات ارائه می دهیم، بسیار شکننده، آسیب پذیر و عمدتاً کم درآمد هستند.
منبع: CNN 10 Summer SpecialAnd I felt him to be more fragile still.
و احساس کردم که او حتی بیشتر شکننده است.
منبع: The Little Princefragile item
کالا شکننده
fragile goods
کالاهای شکننده
fragile x syndrome
سندرم شکنندگی ایکس
a fragile claim to fame.
یک ادعای نادامتنی برای شهرت
a collection of fragile porcelain plates.
مجموعهای از بشقابهای چینی شکننده.
The fragile dish broke into smithereens.
ظرف شکننده به تکه های کوچک تبدیل شد.
the party's fragile unity began to crumble.
وحدت شکننده حزب شروع به فروپاشی کرد.
you have a fragile grip on reality.
شما یک درک شکننده از واقعیت دارید.
a brittle relationship between husband and wife.See Synonyms at fragile
یک رابطه شکننده بین زن و شوهر. به مترادف ها در شکننده نگاه کنید.
the finest embroidery. See also Synonyms at fragile
زیباترین گلدوزی. همچنین به مترادف ها در شکننده مراجعه کنید.
her bones became fragile and brittle.
استخوان های او شکننده و ترد شدند.
The fragile boxes arrived intact.
جعبه های شکننده بدون آسیب رسیدند.
The old lady was increasingly fragile after her operation.
خانم پیر پس از عمل جراحی به طور فزاینده ای شکننده بود.
The fragile china survived the bumpy journey safe and sound.
ظروف چینی شکننده با سلامت و کاملی از سفر ناهموار جان سالم به در برد.
Walkers can unwittingly damage the fragile environment in which the birds live.
گردشگران ناخواسته می توانند به محیط زیست شکننده ای که پرندگان در آن زندگی می کنند آسیب برسانند.
An undisclosed buyer will provide a much-needed cash injection for the fragile balance sheet.
یک خریدار ناشناس تزریق نقدی مورد نیاز را برای ترازنامه شکننده فراهم می کند.
Life is fragile enough as it is.It comes and goes fleetingly as a falling star!
زندگی به خودی خود به اندازه کافی شکننده است. این میآید و میرود مانند یک ستاره دنبالهدار!
I'm feeling rather fragile after all that beer last night.
بعد از تمام آن آبجو دیشب، احساس می کنم کمی شکننده ام.
Pulp verdure, delicate and juicily, sweet fragile faint scent, xian Guo contains sugar the volume is high, nutrition is rich.
پالپ سبز، لطیف و آبدار، عطر شکننده و ملایم شیرین، شیان گو حاوی قند است، حجم آن زیاد و مواد مغذی غنی است.
Therefore we point out a new method of testing fragile material's strength of extension.That is to say we can measure the disk's strength of extension by pressing in its diametric.
بنابراین ما یک روش جدید برای آزمایش مقاومت در برابر کشیدگی مواد شکننده نشان می دهیم. به عبارت دیگر، می توانیم مقاومت کششی دیسک را با فشار دادن آن در قطر آن اندازه گیری کنیم.
May all who will be making decisions at Copenhagen think long and hard about "Earthrise" and how special and fragile our planet is in the black void of space.
امیدوارم همه کسانی که در کپنهاگ تصمیم می گیرند، در مورد "Earthrise" و اینکه سیاره ما چقدر خاص و شکننده است در سیاهی فضا، طولانی و سخت فکر کنند.
A new type shale inhibiter,KLG and sealing agent are used to seal fragile formation so that we can enhance safety density and solve the problem of hole collapse.
یک مهارکننده جدید نوع شیل، KLG و عامل آب بندی برای آب بندی سازند شکننده استفاده می شود تا بتوانیم ایمنی و چگالی را افزایش دهیم و مشکل ریزش سوراخ را حل کنیم.
OK.can you give me a fragile label?
بسیار خب. آیا می توانید یک برچسب شکننده در اختیارم بگذارید؟
منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel SectionThe way we power the world is fragile.
نحوه تامین انرژی جهان شکننده است.
منبع: Vox opinionBut there's something frighteningly fragile about them too.
اما در مورد آنها نیز جنبه ای وجود دارد که به طرز ترسناکی شکننده است.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection" The ocean is deceptively fragile, " says Baron.
" اقیانوس به طور فریبنده ای شکننده است، " میگوید بارون.
منبع: TimeI think I'm fragile. i'm extremely sensitive.
فکر میکنم من شکننده ام. من بسیار حساس هستم.
منبع: The Ellen ShowSiegert used the term fragile, meaning easily broken or damaged, to describe Antarctica.
زیگرت از واژه "شکننده" به معنای به آسانی شکسته یا آسیب دیده برای توصیف قطب جنوب استفاده کرد.
منبع: VOA Special August 2023 Collection" This demonstrates how arbitrary and fragile human life is, " he wrote.
" این نشان می دهد که زندگی انسان چقدر دلخواه و شکننده است، " او نوشت.
منبع: VOA Slow English TechnologyIt seemed to me, even, that there was nothing more fragile on all Earth.
به نظر من حتی هیچ چیز شکننده تر در کل زمین وجود نداشت.
منبع: The Little PrinceThe clients we serve are very medically fragile, vulnerable, primarily low income people.
مشتریان ما که به آنها خدمات ارائه می دهیم، بسیار شکننده، آسیب پذیر و عمدتاً کم درآمد هستند.
منبع: CNN 10 Summer SpecialAnd I felt him to be more fragile still.
و احساس کردم که او حتی بیشتر شکننده است.
منبع: The Little Princeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید