tough

[ایالات متحده]/tʌf/
[بریتانیا]/tʌf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

- adj. مقاوم، قوی، چالش‌برانگیز
Word Forms
صفت تفضیلیtougher
صفت عالیtoughest
جمعtoughs

عبارات و ترکیب‌ها

rough and tough

سخت و سرسخت

tough decision

تصمیم دشوار

tough situation

شرایط دشوار

tough challenges

چالش‌های دشوار

tough guy

مرد سخت کوش

tough it out

تحمل کردن

get tough with

با شدت برخورد کردن با

tough cookie

شخص مصمم

tough luck

بدشانسی

tough nut

مشکل بزرگ

tough love

عشق سخت

hang tough

استوار ماندن

جملات نمونه

This is a tough problem.

این یک مسئله دشوار است.

a tough looker is not necessarily a tough fighter.

یک ظاهر سخت‌گیر لزوماً به معنای یک جنگجو سخت‌گیر نیست.

Smith is as tough as they come.

اسمیت به اندازه کافی سرسخت است.

field a tough question

یک سوال دشوار را مطرح کنید

a tough street group.

یک گروه خیابانی سرسخت.

a program that is tough but doable.

برنامه‌ای که سخت اما قابل انجام است.

She is a tough person.

او شخصیتی سرسخت است.

the party's tough stand on immigration.

موضع سرسختانه حزب در مورد مهاجرت.

tough rucksacks for climbers.

کوله‌پشتی‌های مقاوم برای کوهنوردان

have a tough time of it

وقت سختی را پشت سر بگذارید.

The meat is too tough to eat.

گوشت آنقدر سفت است که نمی‌توان آن را خورد.

They are very tough on drunk drivers.

آنها با رانندگان مست بسیار سختگیر هستند.

He is tough to work with.

با او کار کردن سخت است.

نمونه‌های واقعی

" She's tough, Luna, much tougher than you'd think. "

"او خیلی سرسخت است، لونا، خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنید."

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

" Tough times never last but tough people do, " says Robert Schuller.

"زمان‌های سخت پایدار نیستند اما افراد سرسخت هستند،" رابرت شولر می‌گوید.

منبع: New Horizons College English Reading and Writing Course (Second Edition)

" When the going gets tough, the tough get going." That's our motto!

"وقتی شرایط سخت می‌شود، افراد سرسخت دست به کار می‌شوند." این شعار ماست!

منبع: The Lion King 2

Ha! Well the aubergine's certainly tough and durable.

ها! خب، بادمجان مطمئناً سخت و بادوام است.

منبع: BBC Animation Workplace

He says it's been tough. Still it's tough.

او می‌گوید که سخت بوده است. با این حال هنوز هم سخت است.

منبع: Anecdotes of celebrities

The challenge is getting tougher and tougher.

چالش سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Why were you so tough with him?

چرا با او آنقدر سخت بودید؟

منبع: Modern Family - Season 02

He's going through a tough spell now.

او اکنون دوران سختی را پشت سر می‌گذارد.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Tough stuff—perhaps the toughest from any Western leader so far.

موضوع سختی - شاید سخت ترین از بین هر رهبر غربی تا کنون.

منبع: The Economist (Summary)

But what is super? How tough is tough?

اما چه چیزی فوق العاده است؟ چقدر سخت است؟

منبع: Earth Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید