frailer

[ایالات متحده]/ˈfreɪlə/
[بریتانیا]/ˈfreɪlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضعیف‌تر یا ظریف‌تر از چیزی دیگر؛ به راحتی آسیب‌پذیر یا شکسته‌شدنی

عبارات و ترکیب‌ها

frailer than

نازک‌تر از

frailer body

بدن ضعیف‌تر

frailer health

سلامتی ضعیف‌تر

frailer frame

بدن ضعیف‌تر

frailer state

وضعیت ضعیف‌تر

frailer condition

شرایط ضعیف‌تر

frailer individual

فرد ضعیف‌تر

frailer version

نسخه ضعیف‌تر

frailer spirit

روح ضعیف‌تر

frailer mind

ذهن ضعیف‌تر

جملات نمونه

as she grew older, her body became frailer.

با افزایش سن، بدن او ضعیف‌تر می‌شد.

he felt frailer after the illness.

او بعد از بیماری احساس ضعف بیشتری کرد.

the frailer branches of the tree swayed in the wind.

شاخه های ظریف تر درخت در باد به رقص در می آمدند.

she was frailer than her peers.

او نسبت به همسالانش ضعیف تر بود.

the elderly often become frailer with age.

سالمندان اغلب با افزایش سن ضعیف تر می شوند.

his frailer frame made him more susceptible to injuries.

بدن ضعیف تر او او را بیشتر در معرض آسیب رساندن قرار می داد.

after the accident, she felt much frailer.

بعد از حادثه، او احساس ضعف بیشتری کرد.

he noticed that his grandmother was getting frailer.

او متوجه شد که مادربزرگش ضعیف تر می شود.

in winter, the frailer animals struggle to survive.

در زمستان، حیوانات ضعیف تر برای زنده ماندن تلاش می کنند.

she tried to help the frailer members of her community.

او سعی کرد به اعضای ضعیف تر جامعه خود کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید