freakishness

[ایالات متحده]/ˈfriːkɪʃnəs/
[بریتانیا]/ˈfrikɪʃnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عجیب یا غیر معمول بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

freakishness of nature

جنون طبیعت

freakishness in behavior

جنون در رفتار

freakishness of fate

جنون سرنوشت

freakishness of talent

جنون استعداد

freakishness of events

جنون رویدادها

freakishness in design

جنون در طراحی

freakishness of weather

جنون هوا

freakishness of life

جنون زندگی

freakishness of humor

جنون شوخ طبعی

freakishness in art

جنون در هنر

جملات نمونه

her freakishness in the art world sets her apart from others.

جنبه عجیب و غریب او در دنیای هنر او را از دیگران متمایز می‌کند.

the freakishness of the weather surprised everyone this winter.

جنبه عجیب و غریب هوا این زمستان همه را شگفت‌زده کرد.

his freakishness in sports made him a local legend.

جنبه عجیب و غریب او در ورزش او را به یک افسانه محلی تبدیل کرد.

the freakishness of the creature left the scientists baffled.

جنبه عجیب و غریب موجودیت دانشمندان را متحیر کرد.

people often admire her freakishness for fashion.

افراد اغلب جنبه عجیب و غریب او را برای مد تحسین می‌کنند.

his freakishness in mathematics earned him a scholarship.

جنبه عجیب و غریب او در ریاضیات باعث شد بورسیه تحصیلی دریافت کند.

the freakishness of the performance captivated the audience.

جنبه عجیب و غریب اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she embraced her freakishness and became a role model.

او از جنبه عجیب و غریب خود استقبال کرد و به یک الگو تبدیل شد.

the freakishness of the landscape was breathtaking.

جنبه عجیب و غریب منظره نفس‌گیر بود.

his freakishness in gaming led to numerous championships.

جنبه عجیب و غریب او در بازی‌ها منجر به قهرمانی‌های متعدد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید