freestyling

[ایالات متحده]/ˈfriːˌstaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfriːˌstaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیب آزاد
v. صورت میانه present participle of freestyle

عبارات و ترکیب‌ها

freestyling session

جلسه فری استایل

start freestyling

شروع فری استایل

keep freestyling

ادامه فری استایل

freestyling tonight

فری استایل امروز شام

freestyling practice

تمرین فری استایل

freestyling battle

رقابت فری استایل

freestyling again

فری استایل دوباره

جملات نمونه

i was freestyling over a steady beat and keeping time with the drummer.

من در حال فری استایل کردن روی یک بیت پایدار بودم و با دrummer هم زمان می‌کردم.

during the cypher, she started freestyling with quick wit and sharp wordplay.

در حین سیفر، او با حرص و حذق و بازی با کلمات شروع به فری استایل کرد.

he kept freestyling until he found the right flow and built momentum.

او به فری استایل خود ادامه داد تا زمانی که جریان مناسبی پیدا کرد و تکانش را ایجاد کرد.

we were freestyling ideas in the meeting and making a quick decision.

ما در جلسه ایده‌های خود را فری استایل می‌کردیم و تصمیمی سریع گرفتیم.

she tried freestyling a melody, then settled on a catchy hook.

او سعی کرد یک ملودی را فری استایل کند، سپس روی یک جذاب‌کننده قرار داد.

i started freestyling at open mic night and got a warm reception.

من در شب میک فری استایل شروع کردم و پذیرایی گرمی داشتم.

they were freestyling lines backstage and laughing at inside jokes.

آن‌ها در پشت صحنه خطوط را فری استایل می‌کردند و با جوک‌های داخلی خنده می‌زدند.

he was freestyling under pressure, yet stayed calm and collected.

او در زیر فشار فری استایل می‌کرد، اما آرام و جمع‌شده می‌ماند.

instead of reading notes, the teacher kept freestyling examples from real life.

به جای خواندن نکات، معلم مثال‌هایی از زندگی واقعی را فری استایل می‌کرد.

we ended up freestyling a plan on the fly and meeting the deadline.

ما در نهایت یک برنامه را فری استایل کردیم و به مهلت رسیدیم.

she was freestyling in the studio, layering harmonies and tweaking the mix.

او در استودیو فری استایل می‌کرد، هارمونی‌ها را لایه‌بندی می‌کرد و مخلوط را تنظیم می‌کرد.

he kept freestyling jokes to break the ice and lighten the mood.

او جک‌های فری استایل را ادامه داد تا یخ را بشکنند و مزاج را سبک‌تر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید