improvising

[ایالات متحده]/[ˈɪmprəˌvaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɪmprəˌvaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انجام شده یا خلق شده به صورت خودجوش یا بدون آمادگی قبلی.
adv. به روش بداهه.
v. خلق یا اجرا کردن چیزی به صورت خودجوش یا بدون آمادگی قبلی؛ ساختن چیزی در حین انجام دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

improvising a song

اجتماعی کردن یک آهنگ

improvising now

اکنون بداهه می‌کنی

improvising freely

به طور آزادانه بداهه می‌کنی

improvising lines

خطوط بداهه می‌کنی

improvising solo

بداهه خوانی

improvising ideas

ایده‌ها بداهه می‌کنی

improvising quickly

به سرعت بداهه می‌کنی

improvising with them

با آنها بداهه می‌کنی

improvising a scene

یک صحنه بداهه می‌کنی

improvising solutions

راه حل‌ها بداهه می‌کنی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید