frisee

[ایالات متحده]/frɪˈzeɪ/
[بریتانیا]/frɪˈzeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کاهوی فرفری؛ یک نوع کاسنی با برگ‌های فرفری

عبارات و ترکیب‌ها

frisee salad

سالاد فریز

frisee greens

سبزجات فریز

frisee garnish

تزئینات فریز

frisee lettuce

کاهوی فریز

frisee mix

مخلوط فریز

frisee bowl

کاسه فریز

frisee dish

غذا یا خوراک فریز

frisee recipe

دستور غذای فریز

frisee topping

پوشش فریز

frisee platter

سینی فریز

جملات نمونه

frisee adds a nice crunch to the salad.

فرایسه یک تردی دلپذیر به سالاد اضافه می‌کند.

we used frisee as a garnish for the dish.

ما از فرایسه به عنوان تزئین برای غذا استفاده کردیم.

frisee is often found in gourmet recipes.

فرایسه اغلب در دستورالعمل‌های غذایی مجلل یافت می‌شود.

she prefers frisee over regular lettuce.

او ترجیح می‌دهد فرایسه را نسبت به کاهو معمولی.

frisee can be used in both salads and sandwiches.

می‌توان از فرایسه هم در سالاد و هم در ساندویچ استفاده کرد.

he enjoys the bitter flavor of frisee.

او از طعم تلخ فرایسه لذت می‌برد.

frisee is a popular choice for upscale dining.

فرایسه یک انتخاب محبوب برای صرف غذا در رستوران‌های لوکس است.

adding frisee can elevate your meal presentation.

اضافه کردن فرایسه می‌تواند ارائه غذای شما را ارتقا دهد.

frisee is rich in vitamins and nutrients.

فرایسه سرشار از ویتامین‌ها و مواد مغذی است.

mix frisee with other greens for a colorful salad.

فرایسه را با سبزیجات دیگر برای یک سالاد رنگارنگ مخلوط کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید