frizzy hair
موهای وزدار
anti-frizz serum
سرم ضد وز
frizz control products
محصولات ضد وز
his hair had frizzed out symmetrically.
موهای او به طور متقارن وز شده بودند.
her hair was frizzed up in a style that seemed matronly.
موهای او به گونهای وز شده بود که به سبک مادرانه به نظر میرسید.
Her hair tends to frizz in humid weather.
موهای او در هوای مرطوم وز میشوند.
Using a good conditioner can help reduce frizz.
استفاده از یک نرم کننده خوب میتواند به کاهش وز کمک کند.
I need to find a product to control frizz.
من باید محصولی برای کنترل وز پیدا کنم.
She tried different methods to tame the frizz in her hair.
او روشهای مختلفی را برای رام کردن وز موهایش امتحان کرد.
Frizz can be caused by lack of moisture in the hair.
وز میتواند ناشی از کمبود رطوبت در موها باشد.
The hairstylist recommended a frizz-control serum.
آرایشگر یک سرم کنترل وز توصیه کرد.
I always struggle with frizz on rainy days.
من همیشه در روزهای بارانی با وز دست و پنجه نرم میکنم.
She used a flat iron to smooth out the frizz in her hair.
او از یک اتوی مو برای صاف کردن وز موهایش استفاده کرد.
Frizz is a common issue for people with curly hair.
وز یک مشکل رایج برای افرادی با موهای فر است.
A silk pillowcase can help reduce frizz while sleeping.
یک بالش ابریشمی میتواند به کاهش وز در هنگام خواب کمک کند.
frizzy hair
موهای وزدار
anti-frizz serum
سرم ضد وز
frizz control products
محصولات ضد وز
his hair had frizzed out symmetrically.
موهای او به طور متقارن وز شده بودند.
her hair was frizzed up in a style that seemed matronly.
موهای او به گونهای وز شده بود که به سبک مادرانه به نظر میرسید.
Her hair tends to frizz in humid weather.
موهای او در هوای مرطوم وز میشوند.
Using a good conditioner can help reduce frizz.
استفاده از یک نرم کننده خوب میتواند به کاهش وز کمک کند.
I need to find a product to control frizz.
من باید محصولی برای کنترل وز پیدا کنم.
She tried different methods to tame the frizz in her hair.
او روشهای مختلفی را برای رام کردن وز موهایش امتحان کرد.
Frizz can be caused by lack of moisture in the hair.
وز میتواند ناشی از کمبود رطوبت در موها باشد.
The hairstylist recommended a frizz-control serum.
آرایشگر یک سرم کنترل وز توصیه کرد.
I always struggle with frizz on rainy days.
من همیشه در روزهای بارانی با وز دست و پنجه نرم میکنم.
She used a flat iron to smooth out the frizz in her hair.
او از یک اتوی مو برای صاف کردن وز موهایش استفاده کرد.
Frizz is a common issue for people with curly hair.
وز یک مشکل رایج برای افرادی با موهای فر است.
A silk pillowcase can help reduce frizz while sleeping.
یک بالش ابریشمی میتواند به کاهش وز در هنگام خواب کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید