speak frostily
سخنرانی سرد
She greeted him frostily at the party.
او با لحنی سرد و رسمی او را در مهمانی خوشامد گفت.
The boss responded to the employee's request frostily.
رییس با لحنی سرد و رسمی به درخواست کارمند پاسخ داد.
The customer service representative handled the complaint frostily.
نماینده خدمات مشتری با لحنی سرد و رسمی به شکایت رسیدگی کرد.
He received a frostily worded email from his colleague.
او ایمیلی با لحنی سرد و رسمی از همکارش دریافت کرد.
The teacher looked at the misbehaving student frostily.
معلم با نگاهی سرد و رسمی به دانش آموز بدرفتار نگاه کرد.
The atmosphere in the room turned frostily silent.
فضای اتاق به طرز سرد و رسمی ساکت شد.
The two neighbors greeted each other frostily.
دو همسایه با لحنی سرد و رسمی به یکدیگر خوشامد گفتند.
The negotiations ended frostily with no agreement reached.
مذاکرات با پایان سرد و رسمی به پایان رسید و هیچ توافقی حاصل نشد.
She received a frostily polite rejection letter for the job application.
او نامه رد با لحنی سرد و مؤدبانه برای درخواست شغل دریافت کرد.
The meeting concluded frostily with unresolved issues.
جلسه با پایان سرد و رسمی و مسائل حل نشده به پایان رسید.
" We were speaking of a hypothetical case, " I reminded him frostily.
ما در مورد یک مورد فرضی صحبت میکردیم، به او یادآوری کردم.
منبع: Twilight: Eclipsespeak frostily
سخنرانی سرد
She greeted him frostily at the party.
او با لحنی سرد و رسمی او را در مهمانی خوشامد گفت.
The boss responded to the employee's request frostily.
رییس با لحنی سرد و رسمی به درخواست کارمند پاسخ داد.
The customer service representative handled the complaint frostily.
نماینده خدمات مشتری با لحنی سرد و رسمی به شکایت رسیدگی کرد.
He received a frostily worded email from his colleague.
او ایمیلی با لحنی سرد و رسمی از همکارش دریافت کرد.
The teacher looked at the misbehaving student frostily.
معلم با نگاهی سرد و رسمی به دانش آموز بدرفتار نگاه کرد.
The atmosphere in the room turned frostily silent.
فضای اتاق به طرز سرد و رسمی ساکت شد.
The two neighbors greeted each other frostily.
دو همسایه با لحنی سرد و رسمی به یکدیگر خوشامد گفتند.
The negotiations ended frostily with no agreement reached.
مذاکرات با پایان سرد و رسمی به پایان رسید و هیچ توافقی حاصل نشد.
She received a frostily polite rejection letter for the job application.
او نامه رد با لحنی سرد و مؤدبانه برای درخواست شغل دریافت کرد.
The meeting concluded frostily with unresolved issues.
جلسه با پایان سرد و رسمی و مسائل حل نشده به پایان رسید.
" We were speaking of a hypothetical case, " I reminded him frostily.
ما در مورد یک مورد فرضی صحبت میکردیم، به او یادآوری کردم.
منبع: Twilight: Eclipseلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید