warmly

[ایالات متحده]/'wɔ:mli/
[بریتانیا]/ˈ w ɔrmlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور دوستانه، محبت‌آمیز یا با شور و شوق؛ با گرما؛ با گرمی

جملات نمونه

Everywhere they went,they were warmly welcomed.

هرجا که می‌رفتند، با آغوش باز مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

Both questions will be warmly discussed at the meeting.

هر دو سوال در جلسه به گرمی مورد بحث قرار خواهند گرفت.

she spoke warmly of his exceeding kindness.

او با لحنی گرم از مهربانی فوق العاده او صحبت کرد.

I warmly congratulated him on the marvellous achievement.

من به گرمی او را به خاطر دستاورد فوق العاده تبریک گفتم.

He was warmly welcomed back to Paris.

او با استقبال گرم به پاریس بازگشت.

The boxes warmly applauded the famous violinist.

تماشاگران با تشویق گرم از ویولن زن مشهور استقبال کردند.

"Everywhere they went, the distinguished guests were warmly welcomed."

"هرجا که می رفتند، مهمانان محترم با استقبال گرم روبرو می شدند."

The audience warmly applauded when the performance came to the end.

تماشاگران با تشویق گرم وقتی اجرا به پایان رسید، تشویق کردند.

The reform in teaching methods is warmly welcomed by students.

اصلاح روش های تدریس با استقبال گرم دانشجویان روبرو است.

He warmly shook hands with those gathered around the rostrum.

او با گرمی با کسانی که در اطراف سکوی سخنرانی جمع شده بودند دست داد.

Warmly rich and vivid in the mouth.The elegant tannins and the density of the fruit combine voluptuously, giving a perfect balance.

گرم، غنی و زنده در دهان. تانین‌های ظریف و تراکم میوه به طور اغوا کننده ترکیب می شوند و تعادل کاملی ایجاد می کنند.

JINING YARKE INTERNATIONAL TRADING CO.,LTD and all staff to warmly welcome all friends from home and abroad to develop our friendship and business!

شرکت بازرگانی بین‌المللی جینگینگ یارک و همه کارکنان، از دوستان داخلی و خارجی دعوت می‌کنند تا دوستی و تجارت خود را توسعه دهند!

If you are admired by your success, my benison is warmly and hortative contemplation traversing congested crowd.

اگر به خاطر موفقیت خود مورد تحسین قرار بگیرید، برکت من تأملات گرم و ترغیب کننده ای است که از میان جمعیت متراکم عبور می کند.

The green goes to warmly again arrive Ping-ho, Chaperonage life love process, Deduce the abyss of time in the banality, Whet to match to the hard separation in the pettiness.

سبز دوباره به گرمی می‌رسد پینگ-هو، فرآیند عشق و زندگی را تحت نظر دارد، استنتاج ورطه‌ی زمان در بدیعیت، برای تطبیق با جدایی سخت در حقارت.

نمونه‌های واقعی

Last night at dinner, Macron greeted everybody very warmly.

دیشب در شام، ماکرون با روی خوشی به همه خوشامد گفت.

منبع: NPR News August 2019 Collection

Surprised and pleased, I thanked him warmly.

با تعجب و خوشحالی، من از او با روی خوشی تشکر کردم.

منبع: Kidnapping

The host and hostess welcomed us warmly.

میزبان و میزبان خانم ما را با روی خوشی خوشامد گفتند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

I shake you warmly by the hand.

دست شما را با روی خوشی فشاری می‌دهم.

منبع: Charlie and the Chocolate Factory

They welcomed him warmly as my best friend.

آنها او را به عنوان بهترین دوست من با روی خوشی خوشامد گفتند.

منبع: Selected Works of David Copperfield

After I welcomed you so warmly into my home?

بعد از اینکه شما را با روی خوشی به خانه خود خوشامد گفتم؟

منبع: Lost Girl Season 05

I smiled at Jacob warmly, and he grinned back.

من با روی خوشی به جیکوب لبخند زدم و او هم لبخند زد.

منبع: Twilight: Eclipse

Not everyone embraced the system warmly.

همه افراد سیستم را با روی خوشی نپذیرفتند.

منبع: A Brief History of Everything

The antagonists, the soviet chess champions are depicted very warmly.

خلافتگران، قهرمانان شطرنج شوروی به تصویر کشیده شده اند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

" I know King's Landing will welcome him most warmly" .

من می‌دانم که کینگز لندینگ با روی خوشی از او استقبال خواهد کرد.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید