frowns

[ایالات متحده]/fraʊnz/
[بریتانیا]/fraʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابروها را به هم نزدیک کردن تا یک حالت چهره ایجاد شود

عبارات و ترکیب‌ها

frowns upon

با بی‌میلی برخورد می‌کند

frowns at

نگاهی با اخم

frowns in

در حالی که اخم می‌کند

frowns of

اخم‌های

frowns over

نگاه کردن با اخم

frowns with

با اخم

frowns are

اخم‌ها هستند

frowns can

می‌تواند اخم کند

frowns indicate

نشان‌دهنده است

frowns show

نشان می‌دهد

جملات نمونه

she frowns when she is confused.

او وقتی گیج است اخم می‌کند.

he frowns at the messy room.

او به اتاق نامرتب نگاهی اخمو می‌کند.

the teacher frowns upon late submissions.

معلم از ارائه دیر هنگام انتقاد می‌کند.

she frowns when she hears bad news.

او وقتی اخبار بدی می‌شنود اخم می‌کند.

he always frowns during meetings.

او همیشه در طول جلسات اخم می‌کند.

my mother frowns at my messy eating habits.

مادرم به عادت غذایی نامرتب من نگاهی اخمو می‌کند.

she frowns in disapproval of the decision.

او در مخالفت با تصمیم اخم می‌کند.

he frowns when he is deep in thought.

او وقتی عمیقاً در فکر است اخم می‌کند.

the dog frowns when it hears loud noises.

سگ وقتی صدای بلند می‌شنود اخم می‌کند.

she frowns at the thought of doing extra work.

او به این فکر کردن که کار اضافه انجام دهد اخم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید