frugivore

[ایالات متحده]/ˈfruːɡɪvɔː/
[بریتانیا]/ˈfruːɡɪˌvɔr/

ترجمه

n. (به‌ویژه در مورد پستانداران) حیوانی که عمدتاً از میوه تغذیه می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fruit-eating frugivore

خوردن میوه توسط میوه‌خوار

frugivore species

گونه‌های میوه‌خوار

frugivore diet

رژیم غذایی میوه‌خوار

frugivore behavior

رفتار میوه‌خوار

frugivore adaptation

سازگاری میوه‌خوار

frugivore habitat

زیستگاه میوه‌خوار

frugivore population

جمعیت میوه‌خوار

frugivore role

نقش میوه‌خوار

frugivore interaction

تعامل میوه‌خوار

frugivore community

جامعه میوه‌خوار

جملات نمونه

many fruit bats are considered frugivores.

بسیاری از خفاش‌های میوه‌خوار به عنوان میوه‌خوار در نظر گرفته می‌شوند.

frugivores play a crucial role in seed dispersal.

میوه‌خواران نقش مهمی در پراکندگی بذر ایفا می‌کنند.

some primates are frugivores, primarily eating fruits.

برخی از ح Primates میوه‌خوار هستند و عمدتاً میوه‌ها را می‌خورند.

the diet of a frugivore mainly consists of ripe fruits.

رژیم غذایی یک میوه‌خوار عمدتاً از میوه‌های رسیده تشکیل شده است.

understanding frugivores is important for conservation efforts.

درک میوه‌خواران برای تلاش‌های حفاظتی مهم است.

some birds are frugivores and prefer berries.

برخی از پرندگان میوه‌خوار هستند و ترجیح می‌دهند انواع توت‌ها را بخورند.

frugivores often influence the types of plants in their habitat.

میوه‌خواران اغلب بر انواع گیاهان در زیستگاه خود تأثیر می‌گذارند.

in tropical regions, frugivores are abundant and diverse.

در مناطق استوایی، میوه‌خواران فراوان و متنوع هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید