fruitfully

[ایالات متحده]/'fru:tfuli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مولد یا مفید باشد؛ به طریقی که نتایج خوبی به همراه داشته باشد

عبارات و ترکیب‌ها

achieve fruitfully

به طور ثمربخش دست یابید

grow fruitfully

به طور ثمربخش رشد کنید

develop fruitfully

به طور ثمربخش توسعه دهید

invest fruitfully

به طور ثمربخش سرمایه گذاری کنید

collaborate fruitfully

به طور ثمربخش همکاری کنید

utilize resources fruitfully

منابع را به طور ثمربخش استفاده کنید

plan fruitfully

به طور ثمربخش برنامه ریزی کنید

جملات نمونه

She fruitfully completed her research project.

او پروژه تحقیقاتی خود را به طور ثمربخش به اتمام رساند.

The team worked fruitfully together to meet the deadline.

تیم برای رسیدن به مهلت مقرر به طور ثمربخشی با هم همکاری کردند.

He fruitfully utilized his time to learn a new skill.

او زمان خود را به طور ثمربخشی برای یادگیری یک مهارت جدید استفاده کرد.

The students fruitfully collaborated on the group project.

دانشجویان به طور ثمربخشی در پروژه گروهی با هم همکاری کردند.

The workshop was fruitfully informative for the participants.

کارگاه برای شرکت کنندگان به طور ثمربخشی آموزنده بود.

The negotiations were fruitfully resolved with a compromise.

مذاکرات با سازش به طور ثمربخشی حل و فصل شدند.

The training session was fruitfully beneficial for the employees.

جلسه آموزشی برای کارمندان به طور ثمربخشی مفید بود.

She fruitfully applied the feedback to improve her performance.

او بازخورد را به طور ثمربخشی برای بهبود عملکرد خود اعمال کرد.

The partnership was fruitfully profitable for both companies.

همکاری برای هر دو شرکت به طور ثمربخشی سودآور بود.

The mentorship program helped the students fruitfully develop their skills.

برنامه مربی‌گری به دانش‌آموزان کمک کرد تا به طور ثمربخشی مهارت‌های خود را توسعه دهند.

نمونه‌های واقعی

It's imperative to hold new testing skills by working fruitfully on your hand-eye coordination.

اخذ مهارت‌های تست جدید با کار کردن مؤثر بر روی هماهنگی چشم و دست ضروری است.

منبع: Idol speaks English fluently.

With a more fruitfully selfish philosophy in mind, we might fight to have an hour to ourselves each day.

با در نظر گرفتن یک فلسفه خودخواهانه تر و سودمندتر، ممکن است برای داشتن یک ساعت برای خودمان در هر روز بجنگیم.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading February 2023 Collection

Then perhaps you should use your time more fruitfully.

شاید بهتر است زمان خود را با سودمندی بیشتری استفاده کنید.

منبع: The Good Wife Season 2

When we translate their words, we should get fruitfully suspicious.

هنگامی که کلمات آنها را ترجمه می کنیم، باید به طور سودمندی مشکوک شویم.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

The time may be used fruitfully; if it is not, it will not feel as wasted.

ممکن است زمان به طور مفید مورد استفاده قرار گیرد؛ اگر چنین نشود، احساس هدر رفتن آن کمتر خواهد بود.

منبع: Economist Business

The question mark over the purpose of art is really a modern one, so let's go back in time and find out about a wider range of options that we might be able to draw on fruitfully today.

نشانه سوال بالای هدف هنر واقعاً یک موضوع مدرن است، بنابراین بیایید به عقب برگردیم و در مورد طیف وسیع تری از گزینه هایی که ممکن است بتوانیم امروز به طور سودمندی از آنها استفاده کنیم، اطلاعات کسب کنیم.

منبع: History

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید